گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٩٩ - ديدگاههاي متفکران مغرب زمين
گفتار دوم
ديدگاههاي متفکران مغرب زمين
١. گروهي از متکلمان مسيحي در قرون وسطا: اين گروه از متالهان، وحي را جانشين همهي معارف بشري، اعم از علوم تجربي، اخلاقي و مابعدالطبيعه ميدانستند و بر اين باور بودند که خداوند با ما سخن گفته و آن چه را براي رسيدن به رستگاري لازم است، در کتاب مقدس آورده است؛ به همين دليل، آموختن شريعت را کافي دانسته، از پرداختن به فلسفه پرهيز داشتند.[١] اين گستردگي تا حدودي متاثر از فلسفهي اسکولاستيک بود. بعدها متفکراني چون آکويناس، بر جداانگاري قلمرو عقل و وحي اصرار ورزيدند. [٢]
٢. گاليله رياضيدان و منجم ايتالياي: وي ضمن معرفي وحي و عقل به عنوان دو منبع معرفت، به تفکيک قلمرو دين و علم پرداخت و بر اين باور بود که کتاب مقدس، نه از حقايق علمي، بلکه از معارف معنوي و آنچه به کار رستگاري انسان ميآيد، سخن ميدارد؛ و اين حقايق و معارف معنوي از عقل و استدلال و مشاهده برترند. [٣] رويکرد گاليله در مسئلهي قلمرو دين، زاييدهي تعارضهاي آشکار ميان معرفت ديني مسيحيت و معارف علمي بود. وي براي حل تعارضها به اين رويکرد پناه برد؛ بنابراين، اگر معارف علمي عصر گاليله، متحول شوند و با دين مسيحيت سازگار گردند، وي بايد دست از اين جداانگاري بردارد.
[١] اتين ژيلسون، عقل و وحي در قرون وسطي، ترجمهي شهرام پازوکي، صص ٢و ٥
[٢] همو، نقد تفکر فلسفي غرب، ترجمهي احمد احمدي، ص ٦٩
[٣] خوابگردها، ص ٥٢٤، و علم و دين، صص ٣٤-٣٥