گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣٦ - روششناسي گسترهي شريعت
– پايهي دين بر عقل استوار شده است و خدا را تنها بدين وسيله ميتوان شناخت. خردمند از کساني که از راهي جز عقل، وصال خدا را ميجويند، به او نزديکتر است. [١]
- نيروي خرد، انسان را به جهان ماوراي محسوسات فرا ميخواند و دستاورد پيروي از آن، شناخت توحيد و ربوبيت الهي و فراگيري علم و دانش است. [٢]
قرآن کريم علاوه بر دعوت به انديشهورزي، [٣] براي اثبات توحيد، نبوت و معاد، به اقامهي دليل عقلي پرداخته است؛ مانند آيهي: لَوْ کَانَ فِيهِمَا آلِهَهٌ إِلَّا اللهُ لَفَسَدَتَا [٤] و همچنين عقل را در درک فلسفه و حکمت پارهاي از احکام، توانمند ميداند.
علي رغم اين حسنات، انديشه و عقل بشري در معرض لغزش و انحراف نيز قرار دارد؛ عقلي که گرفتار حدس و گمان و يا تقليدهاي کورکورانه گردد، نميتواند راه صحيح را بيابد. [٥] آلودگي به غبار گرايشهاي نفساني نيز عقل را از درک حقيقت ناتوان ميسازد.[٦]
نکتهي قابل توجه ديگر اين که عقل آدمي توان نامحدود ندارد و سرمايهي علمي بشر اندک است: قرآن کريم از اين حقيقت پرده برداشته، ميفرمايد: وَ مَا أُوتِيتُم مَّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلاً [٧]؛ و جز اندکي از دانش به شما داده نشده است.
٥. انديشمندان نسبت به عقل سه رويکرد گوناگون دارند:
خردباوراني افراطي: اين گروه يا هيچ گونه دينورزي را روا ندانسته و محصولات دين را اسطوره و خيال معرفي کردهاند و يا تنها دريچهي کوچکي براي دين گشودهاند.
اين دسته از خردورزان در تعيين قلمرو دين از منکراناند؛ زيرا آنها معتقدند با عقل ميتوان تمام نيازهاي انسان را برآورد. در عصر روشنگري (قرن هيجدهم و نوزدهم ميلادي) اين ادعا را بانگ زدند و بيدليل سعي نمودند [٨] به حاشيه برانند. دين را برخي
[١] علامه مجلسي، بحار الانوار، ج ١، ح ٢٨، ص ٩٤.
[٢] محمدرضا حکيمي و ديگران، الحياه، ج ١، صص ١١٣- ١١٩.
[٣] ر. ک. بقره: ١٦٤ و يونس: ٢٤.
[٤] انبياء: ٢٢
[٥] ر. ک: بقره: ١٧٠.
[٦] ر. ک: نجم: ٢٣.
[٧] اسراء: ٨٥.
[٨] سير تکامل عقل نوين، ج ١، صص ٣٣٤- ٣٣٥ و علم و دين، ص ٧٧٠.