گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٠٩ - ١ فلاسفهي اسلامي
پيامبر نيستند. وي همهي شرايع وحياني را عقلاني معرفي ميکرد. ابن رشد در کتاب فصل المقال، براي هماهنگي بيشتر حکمت و شريعت، مسئلهي تاويل را مطرح ميکند، تا دست فيلسوف باز شود و هنگام تعارض آيات با دستاوردهاي فلسفي، به تاويل ظواهر آيات دست بزند. وي وحي را متمم و مکمل علوم عقلي، و وظيفهي فلسفه را بررسي عقلاني آموزههاي ديني ميدانست. ابن رشد با توجه به پذيرش معاني تاويلي قرآن، قلمرو وسيعي براي دين قايل ميشود و کار فيلسوف را درک آن معاني ميداند، ولي دقيقاً دامنهي اين معاني را مشخص نميسازد.[١]
٤-١. ابن طفيل، فيلسوف اندلسي (٥٨١ ه ق): اين فيلسوف با طرح داستان «حي بن يقظان» نوعي بينيازي از شريعت را به ارمغان ميآورد؛ زيرا عقل سالم و خرد روشنبين را در درک حقايق کافي ميداند، ولي در نهايت، ضرورت بعثت پيامبران را ميپذيرد و قلمرو دين را حقايقي ميداند که به سعادت انسانها منجر ميشوند؛ با اين تفاوت که عقل سليم را بخش مهمي از اين حقايق درک ميکند.[٢]
٥-١. سهروردي فيلسوف اشراقي: وي در تلويحات، همان مشرب حکماي مشايي را در مسئلهي قلمرو دين طي ميکند، ولي در رسالهي في اعتقاد الحکماء، آخرت گرايانه به دين مينگرد و علاوه بر اين که قلمرو دين را مشتمل بر دنيا و آخرت ميداند، آخرت را غايت دنيا معرفي ميکند. شارح وي، علامه قطبالدين شيرازي نيز همين طريقت استاد را سپري ميکند.[٣]
٦- ١. صدر المتالهين شيرازي، رييس حکمت متعاليه: وي در آثار فلسفي خود به رويکردهاي مختلف حکما، از جمله ابن سينا در الهيات شفا و فارابي در آراء اهل المدينه الفاضله اشاره ميکند؛ ملاصدرا هم به کارکردهاي دين در شواهد الربوبيه اشاره ميکند و منافع عبادات و اعمال حلال و حرام و مکروه و مباح و مستحب و اسرار نماز و غيره را بيان ميکند و هم با تمسک به اجتماعي بودن انسان به نظام اجتماعي دين تصريح مينمايد. [٤]
[١] الکشف عن مناهج الادله، ص ٨٠؛ فصل المقال، صص ١٣- ٢١، و تهافت التهافت، صص ٥٨٣- ٥٨٤.
[٢] زنده بيدار، صص ٤٥- ١٥٢.
[٣] دره التاج، ص ٧٣٤ و مجموعه آثار شيخ اشراق، ج ٢، صص ٢٧- ٢٧١.
[٤] الشواهد الربوبيه، صص ٣٣٧- ٣٤٥ و مبدا و معاد، صص ٥٦٠- ٥٦٤.