گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣٣٩ - مفهوم تربيت
است و گاه در حد بيان مکتب اکتفا کردهاند. براي روشن شدن رابطهي دين و نظام تربيتي لازم است به تبيين مفاهيمي مانند تعليم، تربيت، نظام تربيتي و .. بپردازيم.
مفهوم تربيت
تربيت مصدر باب تفعيل و از ماده «ربو»، به معناي نشو، نمو، برتر نهادن، زياد کردن، بزرگ داشتن، ارزنده ساختن، وسيلهي رشد را فراهم نمودن و پاک گردانيدن به کار رفته است. [١]
در اصطلاح تعاريف گوناگوني براي تربيت ارائه شده است که به پارهاي از آنها توجه ميکنيم:
١. تربيت از نظر روانشناسي عبارت است از رشد طبيعي و تدريجي و هماهنگِ تمام نيروها و استعدادهاي انساني که در نهادش موجود و مکتوم است.
٢. تربيت مجموعهي تلاشهايي است که هدف آن برخورداري فرد از تمام قوا و آماده کردن او براي استفادهي صحيح از آنها باشد.
٣. تربيت عبارت از تنظيم قواي بشري است که حسن رفتار او را در جنبههاي مادي و معنوي زندگي ضمانت ميکند.
٤. تربيت مجموعهي فرايندهايي است که از طريق آن گروه يا جامعهاي، چه کوچک و چه بزرگ، قدرتها و مقاصد مکتب خويش را منتقل ميکنند، تا بقاي خود و رشد مداوم خويش را تضمين کرده باشند.
٥. تربيت عبارت است از فراهم کردن زمينهها و عوامل براي به فعليت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهاي انساني در جهت مطلوب.
اين تعاريف که از سوي هانوي ژولي، روانشناس فرانسوي، ويليام جيمز، فيلسوف و روانشناس امريکايي، و جان ديويي، روانشناس آمريکايي و ديگران نقل شده است، چندان گرهي مباحث ما را باز نميکند. تاکنون يک تعريف صحيح و جامع و مانعي در زمينهي تربيت نوشته نشده است و شايد جستو جوي آن نيز کاري بيهوده تلقي شود؛ زيرا تربيت مفهومي قراردادي است و با نگرشهاي گوناگون جامعهشناسانه و
[١] ر. ک: لسان العرب، ماده ربو