گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣٣٧ - اهميت و ضرورت تحقيق در نظام تربيتي اسلام
٣. دليل ديگر ضرورت کاوشگري در کشف نظام تربيتي اسلام ضعف و ناتواني عقل در شناخت کامل و صحيح انسان است؛ به عبارت ديگر، گر چه بشر با عقل و حس خويش در شناخت زواياي فراواني از جهان و انسان توانمند است و روز به روز در بالندگي و رشد اين مطلب گام برميدارد؛ ولي خطاپذيري انديشههاي علمي و عقلي و بطلان بسياري از دستاوردهاي پيشين علوم تجربي از يک طرف و اهمّيت شناخت انسان و تربيت و رشد و کمال او در تمام اعصار از طرف ديگر، لزوم تحقيق در اين باب و بهرهگيري از شريعت الهي را بر همگان آشکار ميکند.
٤. مطلب ديگري که ميتوان در اهميت اين بحث بيان کرد اين است که حيان انسان داراي دو مرحلهي دنيوي و اخروي است که در واقع ظاهر و باطن يک حقيقتاند و اعمال و شيوههاي تربيتي در دنيا دقيقاً در رشد و انحطاط حيات اخروي اثر ميگذارند و وحي تنها منبعي است که قادر به معرفي کامل حيات اخروي و ارتباط صحيح مصالح و مفاسد دنيوي با آن است.
٥. ضرورت ديگر کشف نظام تربيتي اسلام، نگرشهاي مختلف در باب انسان به عنوان مهمترين مبناي نظامهاي تربيتي است؛ زيرا تفاوت نظام تربيتي اسلام با ساير مکاتب تربيتي، همچون: مکتب اگزيستانسياليسم، رفتارگرايان، روان کاوي فرويد و .. در نگرش آنها به انسان است و همين، سببِ تفاوت اين مکاتب در اصول، روشها و اهداف شده است.
اگزيستانسياليستها بر آن باورند که ماهيت پديدههاي عالم طبيعت قبل از وجودشان تعيين يافته است، ولي قضيهي انسان طور ديگري است؛ يعني خداوند – به تعبير الهيون اين مکتب- يا طبيعت- به تعبير ملحدان اين مکتب- ماهيت انسان را نساخته، بلکه وجود او را بدون هيچ خصوصيتي ايجاد کرده است و اين انسان است که صفات خود را با اراده و سليقهاش انتخاب ميکند. [١] بنابراين، انسان براي انسان شدن و انتخابش آزاد است. اسلام اين تفکر را نميپذيرد؛ زيرا انسان با فطرت و سرشت خاصي آفريده شده است و لااقل از قابليت رشد و انحطاط، و صعود و نزول برخوردار است.
رفتارگرايان انسان را به مثابهي يک ماشين تصور ميکنند؛ جان واتسون طرفدار اين
[١] ژان پل سارتر، اگزيستانسياليسم يا مکتب انسانيت، جوهرچي، ص ٣٠