گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣٣٨ - اهميت و ضرورت تحقيق در نظام تربيتي اسلام
مکتب معتقد بود که همهي رفتارهاي انسان طبيعتي مکانيکي دارند و از فرايند شرطي شدن تحقق مييابند و تفاوتهاي انسانها به موقعيتهاي محيطي و اجتماعي آنها بستگي دارد؛ به همين دليل، مفاهيم رواني (مانند: درک و هيجان و اراده) چندان مورد اهميت نيست و مفاهيم رفتاري (همچون: محرک، پاسخ، عادت و غيره) کاربرد دارند. [١] اشکال عمدهي اين تفکر اين است که بر خلاف آنچه آنان ميپندارند، انسان همانند ماشين نيست بلکه موجودي است که در کنار جنبههاي مکانيکي و مادي، داراي جنبههاي معنوي نيز ميباشد و اسلام با جامعنگري خود به تمام ابعاد انسان توجه مينمايد.
فرويد نيز در مکتب روانکاوي خود انسان را يک موجودي تک غريزهاي معرفي ميکند. او به بعد غريزهي جنسي توجه فوق العادهاي نموده و تمام واکنشها و عملکردهاي انسان را از آن ناشي دانسته است. وي بر آن است که کودکان در دوران کودکي تمايل شديدي نسبت به شناخت ارتباط جنسي بين پدر و مادر خود دارند و چون آنها را درست درک نميکنند؛ اين کنجکاوي در آنها سرکوب ميشود و سپس به اشکال گوناگون ظهور مييابد. [٢]
بدون شک غريزهي جنسي يکي از نيروهاي اصيل انساني است که در رفتار او تاثير ميگذارد؛ ولي انسان در محدودهي يک غريزه محصور نيست. اين گونه نگرش از نظر علماي منطق به مغالطهي جزء و کل معروف است؛ يعني نگريستن به يک بعد، به جاي تمام ابعاد.
با توجه به نکاتي که گفته شد، نويسنده ادعا نميکند که در تدوين نظام کامل تربيتي رجوع به کتاب و سنت و منابع دين اسلام کافي است و هيچ حاجتي به علوم بيرون ديني وجود ندارد. به نظر ميرسد که در تحقيق مباني و اصول و اهداف و روشها، علاوه بر مراجعه به متون مقدس اسلام، به روشهاي عقلي و تجربي نيز نيازمنديم، ولي توجه به اين نکته مهم است که اسلام در باب مباني و اصول و اهداف و بعضي روشهاي تربيتي اظهار نظر جديتري نموده است، بر خلاف ساير علوم که حضور دين در آنها کمرنگتر
[١] غلامرضا بهرامي و ديگران، و دورشا مکتبهاي روانشناسي
[٢] هاشم رضي، اصول روانکاوي فرويد، ص ٨٢، انسانشناسي فلسفي، ص ١٦٢، و انديشههاي فرويد، ص ١٠٥