گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٨٧ - ٢-١ دين افسانهي دروغين ولي سودمند
پيامبران که مظهر اين نيرو بودهاند، از آن جهت که طرفدار «اخلاق بردگي» و بر ضد «اخلاق خواجگي» که عامل تکامل تاريخ و جامعه است، بوده است. [١]
طبق اين نظريه، هر گونه کارکرد مثبت از دين منتفي ميشود و دين، ساختهي دست بشر، براي کارکردهاي منفي و منحط معرفي ميگردد.
نقد و ارزيابي
با نگاهي به تاريخ دين اسلام، غلط بودن اين نظريه و تحليل آشکار ميشود. کارآمدي دين در سازماندهي اخلاقي و رفتار فردي انسانها و نيز تحولات اجتماعي و پيدايش انقلابهاي اسلامي، بر اين ادعا خط بطلان ميکشد. خطا و خلط امثال مارکس و نيچه در اين بوده است که از يک قرائت خاص از دين مسيحيت و جريانات تاريخي در دينداري مسيحي به حکم کلي در باب تمام اديان فتوا دادهاند؛ بنابراين، نه تنها دين مصنوع دست بشر نيست و با اثبات عقلاني ضرورتِ بعثتِ پيامبران و نيازِ بشر به دين اين ادعا مردود ميشود، بلکه دين حقيقتي معصوم از خطاست و کارکردهاي مثبتي را به ارمغان ميآورد. پاسخ به احساس تنهايي، حفظ حيات اجتماعي و دهها کارکرد ديگر از ثمرهها و برکات دين است. [٢]
٢-١. دين. افسانهي دروغين. ولي سودمند
طبق اين نظريه، گر چه دين و مذهب افيون ملتها نيست و بشر در بخشي از حيات اجتماعي بدان نيازمند است، ولي افسانهاي است در خدمت بشريت؛ بدين معنا که مذهب ساختهي ذهن بشر است و گزارههاي ديني از واقع و نفس الامر حکايتي ندارند و بر وجود خدا و آخرت در عالم واقع دلالتي ندارند، ولي اين افسانهي دروغين به حال بشر سودمند و منشا پيدايش امنيت رواني است و در خروج انسانها از اضطراب و دغدغههاي دروني مفيد است.
آرتور دريوز در مورد شخصيتهاي انجيل، نظير حضرت عيسي و ديگران، ضمن
[١] همان، ص ١٧١.
[٢] براي مطالعهي بيشتر ر. ک: نگارنده، کلام جديد، گفتار کارکردهاي دين.