گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٢٩ - تعاريف متفکران اسلامي و غربي
پارسونز، جامعهشناس معروف، دين را به مجموعهاي از باورها، اعمال، شعاير و نهادهاي ديني معرفي ميکند که افراد بشر در جوامع مختلف بنا کردهاند. [١]
فريدريش شلاير ماخر، دين را احساس اتکاي مطلق ميداند. [٢] و اين تعريف و نيز تعاريف ماتيو ارند [٣] و تييل [٤] و انيشتين [٥] از سنخ تعاريف احساسي و اخلاقياند.
هربرت اسپنسر، براولي و رويل نيز بر تعاريف معرفتي و اعتقادي تاکيد ورزيدند. بنابر اين تعاريف، دين اعتراف به حقيقت کامل خير است که بر ساير موجودات تجلي کرده است. [٦] و [٧] برخي از نويسندگان غربي مانند اس دايناخ با رويکرد طبيعتگرايانه و ملحدانه، دين را به مجموعهاي از اوامر و نواهي دانستهاند که مانع عملکردِ آزاد استعدادهاي انسان ميگردند. [٨]
تمام تعاريف مذکور دچار اشکالات مشترکي هستند؛ از جمله اينکه، بر اساس پيشفرضهاي خاص خود به تعريف دين پرداختهاند؛ مثلاً، دايناخ با پيشفرض ملحدانه، سکولاريستي و نفي هر گونه نياز بشر به دين، دين را مانع رشد استعدادهاي انسان معرفي ميکند.
هم چنين اين پژوهشگران تنها به يک ساحت و بعد از ابعاد دين توجه نمودهاند؛ مثلاً تنها به اخلاق يا احساس يا اعتقاد و يا کارکردهاي جامعهشناختي يا روانشناختي عنايت داشتهاند، در حالي که ساحت هاي ديگري در دين وجود دارد که نبايد از آن غفلت کرد.
[١] Philosophy of Religion, p ٢.
[٢] مير چاالياده، دين پژوهي، ترجمهي بهاء الدين خرمشاهي، دفتر اول، ص ٨٥ و ايان بار بور، علم و دين، ترجمهي بهاء الدين خرمشاهي، ص ١٣١.
[٣] Philosophy of Religion, p ٢.
[٤] مؤلف، عقل و اعتقاد ديني، ص ١٨.
[٥] فضل الله کمپاني، ماهيت و منشاء دين، ص ١١٢.
[٦] Philosophy of Religion, p ٢.
[٧] مولف، عقل و اعتقاد ديني، ص ١٨. و فضل الله کمپاني، همان، ص ١١٣.
[٨] Philosophy of Religion, p ٢.