گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٢١٧ - ١-٢ انسانشناسي ارزشي
ما در اين مقال بيشتر در صدد بيان پارهاي از مسائل اساسي مربوط به روح و روان آدمي هستيم و چندان توجهي به بعد جسماني انسان، که حوزهي وسيعي از آنتروپولوژي را در برميگيرد، نداريم.
٢. انواع انسانشناسي
١-٢. انسانشناسي ارزشي
دانشي که بر اساس اهداف و غايات و خصوصاً هدف نهايي انسان دستورالعملها و توصيههاي مناسب را ارائه ميکند و از بايدها و نبايدهاي ارزشي سخن ميگويد، به لحاظ تعيين اهداف و هدف نهايي و متدلوژي و ارزشيابي، به انسانشناسي فلسفي نيازمند است. توصيه به دوري از خودخواهي، کبر، غرور، دنيازدگي، غفلت از نفس و ... و سفارش به راستگويي، صداقت، صبر، شفقت با خلق، ايثار و مانند اينها در زمرهي انسانشناسي ارزشي جاي دارند. سعدي اشعار فراواني در بيان اين شاخه از انسانشناسي سروده است؛ براي نمونه در باب چهارم بوستان در بيان تواضع چنين ميسرايد:
ز خاک آفريدت خداوند پاک *** پس اي بنده افتادگي کن چو خاک
حريص و جهانسوز و سرکش مباش *** ز خاک آفريدندت آتش مباش
چو گردن کشيد آتش هولناک *** به بيچارگي تن بينداخت خاک
چو آن سرفرازي نمود اين کمي *** از آن ديو کردند ازين آدمي
يکي قطره باران ز ابري چکيد *** خجل شد چو پهناي دريا بديد
که جايي که درياست من کيستم؟ *** گر او هست حقّا که من نيستم
چو خود را به چشم حقارت بديد *** صدف در کنارش به جان پروريد
سپهرش به جايي رسانيد کار *** که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندي از آن يافت کو پست شد *** در نيستي کوفت تا هست شد
تواضع کن هوشمندي گزين *** نهد شاخِ پُر ميوه سر بر زمين
[١][١] کليات سعدي بوستان، باب چهارم در تواضع، ص ٢٩٧.