گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ٣٧٨ - ١ تعريف مديريت
آموزش داده و پرورانده مي شوند، ميان مديريت و کارگران به تقريب، يک تقسيم برابر و عادلانهي کار و مسئوليت وجود دارد.
در اين نوع مديريت، ميزان بالاتري از نوآفريني- حتي از مديريت نوآفريني و پاداش به دست ميآيد. در مديريت سنتي، گزينش کارگران بدون دانش انجام مي گيرد و کارگران نيز بدون دستور کار مدون و معين بايد همهي دشواريهاي کار را به دوش بکشند. [١]
ما امروزه شاهد تئوري پردازي هاي فراوان در دانش مديريت هستيم. مکاتب مختلف کلاسيک و نظريه هاي جديد مديريت، زاييدهي اين تئوري هاست. مکتب مايوليسم، مکتب روابط انساني، [٢] نظريهي ماري پارکرفالت، نظريهي چستر بارنارد، نظريه ي هربرت سايمون، نظريه ي سيسيتم ها [٣] و اختلاف آن ها در اهداف اصلي سازماني، از قبيل رشد توليد، سود بيش تر، بهرهبري حداکثر از ماشين و انسان، ارزش نهادن به انسان و نيازها و روابط انساني و هم سنگ ندانستن او با ماشين، نمونهاي از اين نزاع هاي موجود در مکاتب مديريت است. اين مسائل سبب شده است که گروهي مديريت را مقولهي مکتبي- نه علمي- بدانند. حق مطلب آن است که مديريت جديد از ارکان برنامهريزي، تصميم گيري، سازماندهي، هماهنگي، ارتباطات، انگيزش، رهبري، کنترل و اهداف سازماني تشکيل يافته است؛[٤] در نتيجه مي توان مديريت به معناي رهبري منابع انساني و اهداف سازماني را يک مقولهي مکتبي، و مديريت توليد را که مربوط به برنامهريزي، سازماندهي، هماهنگي، ارتباطات، نظارت و کنترل مديريت بر عمليات توليد است يک بحث علمي تلقي کرد.[٥]
بنابراين، مديريت علمي، علاوه بر استفاده از روش علمي، نگرش سيستمي يا ديد نظامگرا، مدل علمي و به کارگيري قواعد و تئوري هاي علوم مختلف، از جمله فيزيک، روان شناسي، جامعه شناسي، زيست شناسي، اقتصاد و رياضيات، [٦] و از مباني فلسفي و
[١] همان
[٢] مهدي ايران نژاد پاريزي و پرويز ساسان گهر، سازمان و مديريت از تئوري تا عمل، فصل دوم
[٣] همان، فصل سوم
[٤] ر. ک: گري سلر، مباني مديريت، ترجمهي داود مدني، و هرولدکونتز و ديگران، اصول مديريت، ترجمه ي محمد علي طوسي و ديگران.
[٥] ر. ک: سيدعلي اکبر افجهاي، مديريت اسلامي، ص ٢٠٠
[٦] سازمان و مديريت از تئوري تا عمل، ص ٥٨٧