گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٢٢ - ٤ متفکران معاصر
بررسي نياز انسانها به نبوت و روش بيرون متون ديني به پاسخ مسئله پرداخته است.
بحث مهم ديگر در مسئلهي نياز بشر به دين، مسئلهي خاتميت و فلسفهي ختم نبوت است که چرا نبوتها تبديل و تغيير يافتند و علل تجديد نبوتها چيست؟ استاد، بلوغ و رشد فکري اجتماعي بشر را عامل ختم نبوت معرفي ميکند و اين عليت و نقش را در چند جهت ميداند:
١. نگهداري کتاب آسماني از تحريف؛
٢. تکامل انسان و آمادگي او براي تحويل يک جا و کامل برنامهي تکاملي خود؛
٣. بلوغ فکري و رشد اجتماعي بشر براي به عهده گرفتن ترويج و تبليغ و اقامهي دين و امر به معروف و نهي از منکر و عدم نياز به پيامبران تبليغي؛
٤. رشد فکري بشر و توانايي او در تفسير و انطباق احکام در شرايط مختلف زماني و مکاني در پرتو اجتهاد، توسط علماي امت.
پس معناي ختم نبوت اين نيست که نياز بشر به تعليمات الهي و تبليغاتي که از راه وحي رسيده است رفع شده؛ نياز به وحي جديد و تجديد نبوتها رفع شده است، نه نياز به دين و تعليمات الهي.[١]
استاد مطهري در مقالهي «خورشيد دين هرگز غروب نميکند»، که در کتاب امدادهاي غيبي چاپ شده است، به اين پرسش پاسخ ميدهد که آيا دين اجل و پايان دارد؟ و در اين دنيايي که همه چيز در حال تغيير و تحول و کهنه شدن است، آيا دين نيز محکوم به چنين حکمي است يا نه؟ از جواب ايشان ميتوان ديدگاهشان در مسئلهي انتظار بشر از دين، نياز انسان به نبوت و گسترهي شريعت را به دست آورد. ايشان در آغاز بحث، معيار جاودانگي را بيان ميکند و ميفرمايد:
پديدههاي اجتماعي در مدتي که باقي هستند، حتما بايد با خواستههاي بشر بوده باشند. در ميان خواستههاي بشر ما دو نوع خواسته داريم: خواستههاي طبيعي و خواستههاي غير طبيعي، يعني اعتيادي. خواستههاي طبيعي، آن چيزهايي است که ناشي از ساختمان طبيعي بشر است. يک سلسله امور است که هر بشري به موجب آن که بشر است خواهان آنهاست و رمز آنها را هم هنوز کسي مدعي نشده که کشف کرده است؛ مثلاً
[١] مرتضي مطهري، وحي و نبوت، ص ٦٩.