گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١١٩ - ٤ متفکران معاصر
هم قدرتي به نام ايمان را بر وجودش مسلط ميکنند تا مصالح اجتماعي را اجرا کند. اگر حکومت انبيا در ميان بشر نبود، امروزه بشريت فاني ميگشت؛ حتي امروز هم که اين همه علم پيش رفته و تمدن به وجود آمده است، باز نقش انبيا محفوظ است.[١]
بعضي از حاضران در جلسهي درس دو اشکال به استاد گرفتند و ايشان براي پاسخ آنها به بحث مفصلي پرداختند:
اشکال اول اين که شما نميتوانيد اصل نياز به انبيا را ثابت کنيد؛ لذا سبک استدلال، سبک صحيحي نيست و اشکال دوم اين که به فرض که نيازمندي بشر به انبيا اثبات شود ولي دليل نميشود هر چيزي که بشر به آن احتياج دارد و واقعاً هم احتياج دارد، بايد در جهان وجود داشته باشد.
استاد با بيان زندگي اجتماعي انسان و نياز او به قوانين، اخلاق، عدالت و ايمان، اصل نيازمندي بشر را ثابت کرده، اين سوال را طرح ميکند که آيا ميشود اين ايمان و قانون را از غير طريق نبوت به وجود آورد يا نه؟ لااقل اين مقولهها در عصر حاضر تحققپذير است يا نه؟ استاد به اين نکته معتقد است که با اثبات اين مطلب احتياج به نبوت در همهي عصرها ثابت ميگردد. وي ميفرمايد:
ما ملزم نيستيم که حتماً راه نياز را که وارد شديم، بگوييم اگر اين راه را اثبات نکرديم، مسالهي ثبوت به کلي از ميان نرفته. تنها از راه برهان لم، که راه نياز است، نميخواهيم وارد بشويم؛ از راه آيات و دلايل، که راه اني است، نيز وارد ميشويم و به طور کلي اين راه را راه درستي ميدانيم، ولي نه با شواهد و قراين ظني. [٢]
استاد مطهري در کتاب وحي و نبوت در بيان هدف نبوت و بعثت و ارسال رسل و انزال کتب ميفرمايد:د
هدف اصلي انبيا هدايت، سعادت، نجات، خير، صلاح و فلاح مردم است؛ ولي سخن مهم اين است که سعادت مردم از نظر اين مکتب در چيست؟ انواع اسارتها و گرفتاريهاي بشر کداماند و خير و صلاح بشر را در چه ميداند؟ قرآن کريم هدف اصلي را دو امر ميداند؛ يعني تعليمات پيامبران مقدمهاي است براي اين دو امر:
[١] همان، صص ١٧- ٢٠
[٢] همان، ص ٥٢.