گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١١٨ - ٤ متفکران معاصر
نپذيرفتهاند؛ لذا آن را بحث کاملاً نقلي و شرعي و درون متون ديني پنداشتهاند و شايد به همين جهت است که ايشان در کتاب معاد خود در جلسات بحث و انتقاد انجمن اسلامي پزشکان به راههاي قرآن در اثبات معاد اکتفا کردند. حال اگر کساني چون صدر المتالهين براي معاد جسماني و روحاني و يا مانند ابن سينا براي اثبات اصل معاد براهين عقلي تام و تمامي ارائه کنند جهتگيري آنها در اين بحث تغيير پيدا خواهد کرد؛ البته شايد منظور استاد از نفي دليل بيرون ديني، دلايل تجربي است، نه دليل عقلي. شايان ذکر است که همهي انديشمندان در استناد شناخت تفصيلي و اوضاع و احوال عالم آخرت به دلايل درون متون ديني اتفاق نظر دارند.
اما جنبهي دومي که استاد مطهري در باب نياز انسان به دين مورد توجه قرار داده است، مسألهي زندگي اجتماعي است و نوعي نياز بشري در زندگي دنيوي به پيامبران را تاييد و امضا ميکند. وي براي اثبات اين مطلب که هدايت زندگي دنيا نيز هدف اصلي انبياست، به آيهي ٢٥ سورهي حديد استناد ميکند که ميفرمايد:
لَقَدْ اَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَينَاتِ وَ اَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ
ما پيامبرانمان را با دلايل و بينات و کتاب و مقياس فرستاديم تا در ميان مردم عدالت بر پا نمايند.
پس، يکي از ضرورتهاي زندگي بشر از نظر قرآن وجود عدالت است و وجود پيغمبران براي برقراري عدالت لازم و ضروري است؛ زيرا بشر موجود خاصي است که زندگياش به ناچار اجتماعي و تعاوني ميباشد؛ البته بر خلاف ساير حيوانات، زندگي اجتماعي آنها به حکم غريزه نيست. آنها به حکم خلقت و طبيعت خود گرفتار نوعي جبرند؛ ولي انسان علاوه بر زندگي اجتماعي، موجود مختار، عاقل و آزادي است؛ لذا امکان تخلف از وظيفه برايش وجود دارد. از طرفي نفعجوست و در اجتماع هدفهاي شخصي و فردي خود را دنبال ميکند، نه مصلحت اجتماع را؛ از اين رو به دو امر نيازمند است:
١. هدايت و رهبري، که او را به سوي مصالح اجتماعياش هدايت و رهبري کند؛
٢. قوه و قدرتي که حاکم بر وجودش باشد، و او را به دنبال مصالح اجتماعي بفرستد.
پيامبران براي اين دو کار آمدهاند: هم انسان را به مصالح اجتماعي راهنمايي ميکنند و