گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١١٧ - ٤ متفکران معاصر
اتَاهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ وَ يسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يلْحَقُوا بِهِم مِن خَلْفِهِمْ اَلاَّ خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لاَ هُمْ يحْزَنُونَ[١]
(اين جزء خبرهايي است که پيغمبران آورده و دادهاند و از جنبههاي علمي و فلسفي هم بحثهايي شده) اگر ما تنها مسألهي آخرت را بپذيريم (برزخ و آخرت و اينها)، بدون شک علم و عقل بشر کافي نيست براي تحقيق در مسائل آخرت و تشخيص اين که چه چيزي براي سعادت اخروي نافع است و چه چيز مضر؛ حتي بشر با علم و عقل خودش اصلاً نميتواند پي ببرد به وجود يک نشئهاي. تا امروز هم که علم بشر اين همه پيش رفته است هنوز بعد مرگ به عنوان يک مجهول براي بشر تجلي ميکند؛ هنوز هم واقعاً قطع نظر از هر فکري، اگر از نظر کلي بخواهيم ببينيم، به صورت يک مجهول است براي بشر؛ يعني نميتواند اين را از نظر علمي صد در صد اثبات کند که چنين چيزي هست... کما اين که از نظر علمي نميتواند اين را صددرصد نفي کند، بگويد نه، علم کشف کرده که چنين چيزي هست؛ جزء مجهولات بشر است. پس اگر مسألهي آخرت را – که باز خود پيغمبران هستند که اصل وجود آن را خبر دادهاند و راه سعادت و راه شقاوت در آن جا را نشان دادهاند- در نظر بگيريم نياز به انبيا صددرصد است. [٢] از عبارت فوق نکاتي چند برداشت ميشود:
١. دين و رسالت تا آن جا حق سخن گفتن و اظهار نظر دارند که پاي عقل و علم بدان جان نفوذ ننمايد و ايشان مصداق ظهور دين در غياب عقل را در اين بخش، مسئلهي معاد و حيات اخروي دانستند.
اما مسئلهي بسيار مهم اين است که آيا در اين صورت با رشد و تکامل عقلاني و علمي بشر، عنصر دين لاغرتر نميگردد؟ چه بسا نيازهايي وجود داشته باشد که حل آنها امروزه مقدور نباشد ولي شايد در آينده ميسّر گردد، همچنان که مسائلي در گذشته براي بشر مطرح بوده ولي حل آن امروزه مقدور شده است.
٢. استاد ظاهراً براهين عقلي و علمي ضرورت و لزوم معاد و حيات اخروي را
[١] هرگز کساني را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندار بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند و براي کساني که از پي ايشاناند و هنوز به آنها نپيوستهاند شادي ميکنند (آل عمران: ١٦٩- ٩، ١٧٠).
[٢] مرتضي مطهري، وحي و نبوت، صص ١٦-١٧.