شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٨٤ - روايات باب رحمت
دوزخ برند ، آتش بر آنان سرد شود تا بيرونشان آورند ، آنگاه از طرف حضرت اللّه به فرشتگان خطاب آيد : اينان را به فضل و رحمت من به بهشت درآوريد كه درياى مرحمت من و امتنان و لطفم بى كران و فضل و احسانم بى پايان است .
از اهل بيت (عليهم السلام) روايت است كه : چون روز قيامت برپا شود ، حق تعالى اهل ايمان را در يك نقطه جمع كند و خطاب فرمايد : من از حقوقى كه در ذمّه ى شما دارم گذشتم ، شما هر حقّى در ذمّه ى يكديگر داريد بگذريد تا به بهشت درآييد .
در روايت آمده : وقتى روز قيامت شود ، بنده اى از اهل ايمان را حاضر كنند ، خطاب رسد : بنده ى من نعمتم را سربار معصيت ساختى و چندان كه نعمت را بر تو افزودم تو بر عصيان افزودى . بنده از خجلت معصيت سر در پيش افكند . از پيشگاه رحمت خطاب رسد : اى بنده ى من سر بردار كه همان ساعت كه معصيت مى كردى تو را آمرزيدم و قلم عفو بر آن كشيدم .
و نيز روايت شده : بنده اى را نزديك آرند ، آن بيچاره به خاطر گناه بسيار سر به زير اندازد و از شرمسارى به گريه درآيد ، از درگاه عزت و رحمت خطاب رسد : آن روز كه گناه مى كردى و مى خنديدى تو را شرمسار نساختم ، امروز كه سر شرمسارى و خجلت به پيش انداخته اى و گناه نمى كنى و زارى و گريه مى آورى چگونه تو را عذاب كنم ، گناهت را بخشيدم و اجازه ى درآمدن به جنت را به تو مرحمت كردم .
از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده : خدا را صد رحمت است ، از آن صد رحمت يكى را در دنيا جلوه داد و در ميان بندگان پراكنده كرد و نود و نه ديگر را در خزانه ى احسان خود نگاه داشت تا در آخرت آن يك را به اين نود و نه اضافه كند و بر بندگان نثار فرمايد[١] .
از رئيس محدثين ، حديث شناس كم نظير ، حضرت صدوق ، از يكى از امامان
[١] محجة البيضاء : ٨ / ٣٨٤ ، باب في سعة رحمة اللّه .