شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٨١ - نعمت بى نظير هدايت
و ملك و ملكوت و همه ى شئون او را فرا گرفته ، و سعه ى رحمت دوست او را در خود فرو پوشانده و وى را آنچنان مورد مهر و محبت خود قرار داده كه موجودى از موجودات حتى فرشته ى مقرب را اين گونه مورد عنايت و لطف و رأفت و كرم و رحمت قرار نداده است !!
در اين زمان است كه با چراغ معرفت ، قدم عشق در جاده ى تكليف مى گذارد و با كمك ايمان براى رسيدن به لقاء دوست حركت مى كند و لحظه اى از بندگى حق و خدمت به خلق دريغ نمىورزد و با تمام سلول هاى وجودش و رگ و پى و اعضا و جوارحش و دل شيدا و عاشقش و جان واله و حيرانش و زبان گويايش و درون باحالش و سينه ى سوزانش و پوست و گوشت و استخوانش و همه ى هستى اش ، خاضعانه و خاشعانه ، روزانه و شبانه در پيشگاه محبوب ازلى و ابدى به عنوان توسّل و تمسّك به رحمت سرمدى عرضه مى دارد :
ملكا ذكر تو گويم كه تو پاكى و خدايى ^^^ نروم جز به همان ره كه توام راه نمايى
همه درگاه تو جويم همه از فضل تو پويم ^^^ همه توحيد تو گويم كه به توحيد سزايى
تو حكيمى تو عظيمى تو كريمى تو رحيمى ^^^ تو نماينده ى فضلى تو سزاوار ثنايى
برىّ از رنج و گدازى برىّ از درد و نيازى ^^^ برىّ از بيم و اميدى برىّ از چون و چرايى
نتوان وصف تو گفتن كه تو در فهم نگنجى ^^^ نتوان شبه تو جستن كه تو در وهم نيايى
همه عزّى و جلالى همه علمى و يقينى ^^^ همه نورى و سرورى همه جودى و جزايى