شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤٢٦ - حق مهمان بر مهماندار
خوردند ، جوان گفت : اى امير ! اكنون همه ى ما مهمان تو شديم و اكرام مهمان جزء وظايف بزرگان است . معن گفت : راست گفتى و فرمان داد همه را
آزاد كردند .
راستى همانگونه كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) خبر داده ، بسيار بسيار بعيد است كه خداى مهربان مهمان خود را كه از سفره ى مادى و معنوى او استفاده كرده به عذاب بسوزاند .
اگر بديم و گر نيك خاكسار توايم ^^^ فتاده بر ره تو خاك رهگذار توايم
بلندى سر ما خاكسارى در توست ^^^ به نزد خلق عزيزيم ز آن كه خوار توايم
تويى قرار دل ما اگر قرارى هست ^^^ وگر قرار نداريم بى قرار توايم
به سوى توست به هر سو كه مى كنيم سفر ^^^ به هر ديار كه باشيم در ديار توايم
اگر اطاعت تو مى كنيم مخلص تو ^^^ وگر كنيم گناهى گناهكار توايم
به هرچه در دل ما بگذرد تو آگاهى ^^^ اگر ز خلق نهانيم آشكار توايم
ز كرده هاى بد خويشتن بس خجليم ^^^ بپوش پرده ى عفوى كه شرمسار توايم
اگرچه نامه سياهيم از اطاعت تو ^^^ چو « فيض » دشمن ديويم و دوستدار توايم
بگوش هوش شنيدم كه هاتفى مى گفت ^^^ غمين مباش كه ما يار غمگسار توايم