شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٩٧ - حجت هاى حق بر انسان
عقل محروم بود چگونه امور معيشت و مادّى و كسب و تجارت و داد و ستد خويش را به نظم مى آورد ؟!
اگر بگويد : چنانچه پيامبرى از سوى خدا مى آمد و امام هدايتى برايم قرار داده مى شد از آيات حق و هدايت هدايتگر پيروى مى كردم ; به او مى گويند : صد و بيست و چهار هزار پيامبر فرستاده شد ، و دوازده امام معصوم براى هدايت گمراه قرار داده شد ، چه شد كه در امور مادى و معيشتى خود به كاوش در هر برنامه اى برخاستى ، ولى براى امور معنوى خويش قدمى برنداشتى ؟
اگر بگويد : عالِمى دين شناس و كتابى هدايت كننده و مسجدى آباد از معنويت برايم نبود ; مى گويند : افترا و تهمت مى بندى ، زيرا صداى هدايت ما از هر جهت و از هر جانب رسا بود ، ولى غفلت و تكبر و خودپسندى و حالت زشت هواپرستى ات مانع از اين شد كه گوش به صداى هدايت فرا دهى و از راه حق پيروى كنى !
با توجه به اين حقايق كه به گوشه اى از آن اشاره شد درب حجّت خدا براى محكوم كردن انسان در دنيا و آخرت باز ، و درب هر عذر و بهانه اى به روى انسان براى معذور نشان دادن خود و فرار از مجازات بسته است .
در اين حقيقت آشكار و واقعيت واضح ـ كه حاكميت حجّت خدا بر انسان و محكوميت انسان به عذاب الهى است ـ فقط به نقل يك روايت بسيار مهم كه در معتبرترين كتاب هاى حديث آمده اكتفا مى شود :
حميد بن زياد از حسن بن محمد كِندى از احمد بن حسن ميثمى از ابان بن عثمان از عبدالاعلى روايت مى كند كه :
سَمِعْتُ أَباعَبدِاللّهِ (عليه السلام) يَقولُ : تُؤْتَى بِالْمَرأَةِ الحَسناءِ يَوْمَ القِيامَةِ الَّتِى قَدِ افْتُتِنَتْ فِى حُسْنِها فَتَقولُ : يَا رَبِّ حَسَّنْتَ خَلْقِى حَتَّى لَقِيتُ مَا لَقِيتُ ; فَيُجاءُ بِمَريَمَ (عليها السلام)فَيُقالُ : أَنْتِ أَحْسَنُ أَوْ هذِهِ ؟ قَدْ حَسَّنَّاهَا فَلَمْ تُفْتَتَنْ . وَيُجاءُ بِالرَّجُلِ الحَسَنِ الَّذِى