شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٥٢٠ - به اميد كرم
پرونده ى ما بشويد و ما را از سنگينى معاصى و وزر و وبالش نجات دهد و گياه نشاط معنوى و نهال عبادت و بندگى را در سرزمين وجود ما بروياند ، كه ما به اميد كرم تو به اين درگاه آمده ايم و روى عذرخواهى به خاك آستانه ات گذاشته ايم و دست گدايى و حاجت به سويت برداشته ايم و يقين داريم كه با كرم و لطفت از ما درخواهى گذشت .
به اميد كرم
جوانى از كويى مى گذشت ، صيدى را بر شاخه ى درختى ديد ، تيرى انداخت تا آن را شكار كند ، ولى تير به قلب فرزند صاحب باغ نشست و او را كشت . عده اى را در اطراف باغ دستگير كردند . جوان تيرانداز وارد معركه شد و گفت : چه خبر است ؟ گفتند : اين جوان به تير تيراندازى كشته شده . گفت : تير را نزد من آوريد تا نظر دهم . تير را آوردند ، گفت : اگر نظرم را بگويم اينان كه دستگير كرده ايد رها مى كنيد ؟ گفتند : آرى . گفت : براى شكار صيدى تير از دست من رها شد ولى به قلب اين جوان آمد ، قاتل منم ، هرچه مى خواهيد انجام دهيد . پدر داغ ديده گفت : جوان خطايت را دانستم ، اعتراف و اقرارت براى چيست ؟ گفت : به اميد كرم تو كه چون اقرار كنم از من گذشت مى كنى . گفت : از تو گذشتم[١] . اكنون اى اكرم الاكرمين ما به اميد اين كه با كرم بى نهايتت از ما گذشت مى كنى ، خاكسارانه به تمام گناهان و خطاهايمان اعتراف مى كنيم و به معاصى و خلاف كاريهايمان اقرار مى نماييم .
جز خدا را بندگى تلخ است تلخ *** غير را افكندگى تلخ است تلخ
زيستن در هجر او زهر است زهر *** بىوصالش زندگى تلخ است تلخ
[١] روضة المذنبين : ١٧٠ .