شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤٩٥ - عبادت حق
ز زندان بدن آزاد گردان *** فضاى لا مكان جان را مكان ده
بگير اين دوست را از دست دشمن *** ز خود بى خود كن از خويشم امان ده
دل مخمور صهباى ازل را *** شراب بى غَش روحانيان ده
از آن مِى كز الستم داده بودى *** خمارم مى كشد بازم از آن ده
ز شهرى آمدم بيرون در آغاز *** دگر باره به آن شهرم نشان ده
دو عالم تنگ شد بر « فيض » جايش *** وراى اين جهان و آن جهان ده[١]
با اجتناب از معاشرتى كه اسلام نمى پسندد و با دورى از لقمه ى حرام و رذايل اخلاقى و پرخورى و پرخوابى ، زمينه ى افاضه ى توانمندى به اعضاى انسان براى عبادت حق و خدمت به خلق فراهم مى آيد . در فضاى اين توانمندى است كه چشم ، جز حق و آنچه را حق مى پسندد نخواهد ديد ; و گوش ، جز سخن خدا و پيامبران و امامان و اوليا و پاكان را نخواهد شنيد ; و زبان ، جز سخن حق و گفتار عدل نخواهد گفت ; و دست ، جز كوشش و تلاش درست و صحيح نخواهد كرد ; و شكم ، جز حلال نخواهد خورد ; و شهوت ، جز در حلال مصرف نخواهد شد ; و قدم ، جز در راه حق و در مجالس الهى و ملكوتى و مساجد و مشاهد مشرّفه نخواهد رفت ; و همه ى جسم و جان ، عاشقانه و خالصانه جز در گردونه ى عبادت و خدمت به بندگان خدا قرار نخواهد گرفت .
عبادت حق
ارزش عبادت و بندگى ، براى ما كه در تنگناى دنيا به سر مى بريم و تا قيامت برپا نشده بسيارى از درها به روى ما بسته است ، قابل درك نيست .
بندگى و عبادت حق ، سبب رشد و كمال و خير و سعادت و حيات طيّبه و به
[١] ديوان فيض كاشانى : ٢ / ١١٨٦ ، غزل ٨٦٠ .