شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤٦٥ - نامه اى عجيب از حضرت امام رضا (عليه السلام)
نامه اى عجيب از حضرت امام رضا (عليه السلام)
بزنطى كه از راويان دانشمند شيعه و مورد وثوق حضرت رضا (عليه السلام) بود مى گويد : نامه ى حضرت رضا را به حضرت جواد از خراسان به مدينه خواندم ، نوشته بود : پسرم به من خبر رسيده هرگاه اراده ى بيرون رفتن از خانه دارى ، وقتى سوار مركب مى شوى خادمان تو را از درب كوچك خانه بيرون مى برند ، اين از بخل آنان است براى اين كه خير تو به كسى نرسد ، من از تو مى خواهم به حقى كه به عنوان پدر و امام بر تو دارم رفت و آمدت از درب بزرگ باشد ، وقت رفت و آمد هم درهم و دينار با خود بردار تا هركس از تو خواست به او عنايت كنى ، اگر عموهايت خواستند كمتر از پنجاه دينار نده و اضافه تر از آن را هم آزادى بپردازى و اگر عمه هايت خواستند كمتر از بيست و پنج درهم مده ، اگر خواستى بيشتر بپردازى آزادى . من مى خواهم خدا تو را مقام و مرتبه عنايت كند ، انفاق كن و از سوى صاحب عرش تنگدستى و ندارى را مترس ! [١]
جايى كه اولياى حق اينگونه سفره ى رحمت و لطف خود را به روى بندگان بگشايند ، خدا چگونه لطف و رحمت خود را خواهد گشود ؟
به خاطر رحمت و لطف و كرامت بى نهايت حق است كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) در بخش ديگر اين دعا پس از آن كه مى گويد : « أفتراك سبحانك يا إلهى . . . » آيا اينگونه مى دانندت كه صداى بنده ى مسلمانى كه به خاطر مخالفتش در دوزخ حبس شده بشنوى و . . . ؟ نه احدى از اهل معرفت اين گونه نمى دانندت بلكه : « هيهات ما ذلك الظن بك . . . » .
[١] عيون اخبار الرضا : ٢ / ٨ ، حديث ٢٠ .