شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤٦٤ - لطف و كرامت اوليا
فَأَنْتُم فِى أمانِ اللَّهِ فَأمْضَوْا .
« پس شما در امان خدا هستيد ، بنابراين راه خود را طى كنيد » .
هنگامى كه كاروان حركت كرد سر و كله ى دزدان پيدا شد . كاروانيان ترسيدند . حضرت فرمود : چرا مى ترسيد ؟ شما در امان خداييد . دزدان سر رسيدند ، دست حضرت را بوسيدند و گفتند : ديشب رسول خدا را خواب ديديم ، به ما فرمان داد خود را به شما معرفى كنيم ; اكنون در خدمت شما و كاروانيم تا شر دشمنان و دزدان را بگردانيم . فرمود : نيازى به شما نيست ، كسى كه شر شما را از ما دفع كرد ، شر دشمنان و ديگر دزدان را از ما دفع مى كند . كاروان به سلامت به شهر رسيد ; ٣ ١ مال خود را به تهى دستان دادند ، علاوه تجارتشان بركت كرد ، هر يك درهم آنان ده درهم شد . با تعجب گفتند : چه بركتى ؟! امام صادق (عليه السلام) فرمود :
« اكنون كه بركت در معامله با خدا را شناختيد ، آن را ادامه دهيد »[١] .
لطف و كرامت اوليا
اميرالمؤمنين (عليه السلام) هنگامى كه به منطقه ى صفين رسيد ، معاويه از هر طرف راه آب را بسته بود تا لشكريان امام در تنگنا قرار بگيرند و نتوانند آنگونه كه بايد بجنگند . امام فرمان داد تا گروهى به سرپرستى حضرت حسين راه آب را باز كنند . حضرت حسين با آن گروه به محل آب حمله كرد . گماشتگان معاويه فرار كردند . آب در اختيار ارتش اسلام قرار گرفت . عده اى به اميرالمؤمنين (عليه السلام)پيشنهاد كردند كه آب را به روى معاويه ببندد . حضرت فرمود : واللّه اين كار را نمى كنم . سپس نماينده اى نزد معاويه فرستاد كه به سقّايان لشكرت بگو آنچه مى خواهند آب بردارند آزادند !!
[١] عيون اخبار الرضا : ٢ / ٤ ، باب ٣٠ ، حديث ٩ ; بحار الانوار : ٩٣ / ١٢٠ ، باب ١٤ ، حديث ٢٣ .