شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤٤٨ - طمع به جايگاه اهل كرامت
ولى خداى مهربان درد فراق آدم را با توبه ى آدم درمان كرد ، و درد فراق ايوب را به رسيدن به وصال آنچه از دستش رفته بود دوا كرد ، و درد فراق يونس را به نجات از شكم ماهى علاج نمود ، و درد فراق يعقوب و يوسف را به رساندنشان به يكديگر درمان كرد .
اى درمان كننده ى درد جان سوز فراق ! نپسند كه ما بندگانى كه عاشق پيامبران و امامان و اولياى تو هستيم در قيامت به فراق آنان مبتلا شويم و به عذاب جدايى از دوستانت و عذاب دوزخ گرفتار آييم . بر فرض كه بر عذابت صبر كنيم و از همنشينى با پيامبران و امامان و اولياء تو محروم شويم ولى چگونه و با كدام تاب و توان بر فراق و دورى تو و جدايى از حضرتت صبر كنيم ؟!!
دلبرا ! درد مرا درمان تو باش *** عاشقان را سر تويى سامان تو باش
درد بى درمان مرا در جان ز توست *** هم دواى درد بى درمان تو باش
شد دل بريانم از تو داغدار *** مرهم داغ دل بريان تو باش
در ره تو جان و دل كردم فدا *** مر مرا هم دل تو و هم جان تو باش
دل برفت و جان برفت ايمان برفت *** دل تو باش و جان تو باش ايمان تو باش
بى دلان را دلبر و دلدار تو *** عاشقان را جان تو و جانان تو باش
از سر هر دو جهان برخواستم *** « فيض » را هم اين تو و هم آن تو باش[١]
طمع به جايگاه اهل كرامت
گرفتم كه بر سوزندگى آتشت استقامت ورزم ، ولى چگونه از كرامت هايت كه بر بندگانت روا مى دارى چشم پوشى كنم ؟
از حضرت صادق (عليه السلام) روايت است كه : خداى مهربان احدى را نيافريد مگر
[١] ديوان فيض كاشانى : ٢/٨٩٥ ، غزل ٤٩٥ .