شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٨٠ - إِلَهِى وَرَبِّى مَنْ لِى غَيْرُكَ
كسى كه مى گويد : الهى ! اى معبود من ; سزاوار است باطنش از تعلق به هر معبودى جز معبود حقيقى پاك باشد و شايسته است كه دنيا و مال و منال و ثروت و مقام و هر نوع شهوت و هر مادّه اى از مواد اين جهان ظاهر را به عنوان نعمت و ابزارى مشاهده كند كه خدا براى تأمين دنياى سالم و آخرت آباد در اختيارش نهاده است ، و از اين كه هر يك از آنها را به عنوان معبود و حاكم و متصرّف در امورش انتخاب كند ، سخت بپرهيزد ، زيرا هركس معبود ديگرى را هم جز خدا بپذيرد مشرك است و دعاى مشرك تا مشرك است هرگز به اجابت نمى رسد .
كسى كه مى گويد : ربّى ! اى مالك و مربى من ; بايد از قيد هر ربّ باطلى چون فرعون هاى ظاهرى و باطنى و از قيد هر فرهنگى جز فرهنگ خدا آزاد باشد ،
زيرا اگر پاى بند به اربابان باطل باشد و رنگ از فرهنگ غير خدا بگيرد ، گرچه به نهايت سختى و اضطرار برسد ، دعايش كه دعاى مضطرّ است به اجابت نخواهد رسيد .
آرى ، بايد از همه ى مخلوقات كه جز به اذن خدا و اراده ى حضرت او نمى توانند ذرّه اى به انسان كمك برسانند مأيوس شد ، و فقط بايد اميد به خدا بست ، كه هركه به اين صورت با خدا باشد داراى كمال انقطاع است و چيزى در اين جهان و آن جهان كم ندارد ، و هركه به اين صورت با حضرت او نيست ، در دنيا و آخرت چيزى ندارد .
عاشقان خدا ، كه نسبت به خدا و نسبت به مخلوقات از معرفت و بينش لازم برخوردار بودند و مى دانستند كه نه كليدى براى حل مشكلات در دست مخلوقى است و نه چرخى در اين عرصه گاه هستى به اراده ى مخلوقى مى گردد ، دائماً نسبت به محبوب و معشوق و معبود حقيقى در وجد و نشاط بودند و در تمام زمينه هاى زندگى از حضرتش كمال رضايت را داشتند و براى حل مشكلات خود جز او حلاّل مشكلاتى نمى شناختند و نمى ديدند ، به همين خاطر با تمام