شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٦٦ - تفريط
راستى ، اگر باطن افراد به سبب تداوم گناه از حالت انسانى به حالت شيطانى مسخ نشده باشد ، چگونه حرام خدا را حلال مى دانند و شراب و مال حرام و ربا را بر خود حلال مى نمايند ؟ اين امور از آثار مسخ باطنى است كه مسخ باطن هم در حقيقت نوعى از عقوبت خداست ; چنان كه به صورت ظاهر در قوم نافرمان بنى اسرائيل پديدار شد و گناهكاران آن امت ، مخاطب به خطاب عقوبت آور
خدا شدند :
( . . . كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ )[١] .
« به صورت بوزينه هايى رانده شده از رحمت گرديد ! »
امام (عليه السلام) در جملات مورد شرح پس از بيان « مِنْ سُوءِ فِعْلِى وَإسَائَتِى » به چهار مطلب اشاره مى فرمايد :
١ ـ تفريط . ٢ ـ جهل . ٣ ـ شهوت . ٤ ـ غفلت .
تفريط
منظور از « تفريط » در اين مقام ، كوتاهى ورزيدن در طاعت و عبادت و خدمت به بندگان خدا و انجام كار خير است .
معارف الهيّه مردم را از افتادن در ورطه ى تفريط نهى كرده اند و تفريط را خسارتى سنگين و سبب محروميت از فيوضات الهيّه قلمداد نموده اند .
اميرالمؤمنين (عليه السلام) در ضمن رواياتى بسيار باارزش فرموده است :
التَفْرِيطُ مُصِيبَةِ القَادِرِ[٢] .
« كوتاهى كردن ، مصيبت و بلاى تواناست » .
[١] بقره : ٦٥ .
[٢] غرر الحكم : ٤٧٩ ، متفرقات اجتماعى ، حديث ١١٠٠٩ .