شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٢٠١ - كشور وصال
خرابه اى كه ، گنج انسانيت در كُنج آن به دست شياطين مى افتد و عمر گرانمايه در آن ضايع مى شود و سرمايه هاى معنوى انسان بر باد مى رود و حالت پوچى و پوكى بر آدمى حاكم مى گردد و خسارت و زيان ابدى دامن گير بنى آدم مى شود و پرده ى ناسپاسى و شرك و كفر و نفاق بر چهره ى قلب مى افتد .
خرابه اى كه ، بازار داد و ستدش در اختيار شياطين جنّى و انسى است و اكثر مردمش به صورت انسان و به سيرت حيوانند ; ظاهرش چون گور كافر پر از زينت و زيور ، و باطنش آكنده از عذاب دردناك دوزخ است .
خرابه اى كه ، آدميانش به آثار ظاهر ، انسان و به كردار ، حيوان ، همه سرگرم قيل و قال و بى خبر از وجد و حال ، تصديقشان از تصور مبرّا و تحقيقشان از حقيقت جدا ، گروهى بيهوده پرداز و از دست داده پر و بال پرواز ، همه كر و كور و با گمان و خيال هم آغوش و از ايمان و يقين دور .
خرابه اى كه ، ساكنانش از جرعه ى گناه مدهوش و با شاهد فسق و فجور هم آغوش ، پرده ى عصمت از ميان برداشته و رايت شهوت از هر كرانه افراشته ، همه در بستر هوا و هوس خفته ، مردان نابكار زنان بدكار را در بر گرفته ، دخترانش مكار و پسرانش غدّار و جوانانش بى هويت و بيكار و پيرانش فاسق و بدكردار ، به اطوار موشند و به كردار خرگوش ، يكى به صورت ، مار و آن ديگر به سيرت ، كژدم ; آن ، به دندان مى گزد و اين ، به دُم ; نام اين خرابه ، طبيعت و پادشاهش ، جهل و سپاهش ، رذايل و موادّش ، حرام و كارش به تحليل بردن و نابود كردن انسان !!
كشور وصال
بر گرفتار خرابه ى هجران ، به فتواى عقل و شرع واجب است بار سنگين تعلقات بى ثمر را از دوش قلب بر زمين نهد ، و بال پرواز براى سفر و هجرت به