شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ١١٨ - وَبِأَسْمَائِكَ الَّتِى مَلاََتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَىْء
« خدايا ! از تو درخواست مى كنم به نام بزرگت ، نام بزرگتر ، عزيزتر ، برجسته تر ، باارزش تر ، كه چون براى باز شدن درهاى بسته ى آسمان به آن خوانده شوى به رحمت باز شود و هنگامى كه براى گشايش تنگناهاى درهاى زمين خوانده شوى گشوده گردد و زمانى كه براى آسانى سختى ها خوانده شوى آسان شود و وقتى براى زنده شدن مردگان به آن خوانده شوى زنده شوند و چون براى برطرف شدن تنگدستى و پريشانحالى خوانده شود ، برطرف گردد . . . » .
آنچه كه امور بيان شده در اين دعا را تحقق مى دهد ، لفظ « قدرت » كه مركّب از « قاف » و « دال » و « را » و « تا » است ، نيست ; بلكه حقيقت قدرت و عين
قدرت است .
اسمائى كه پايه هاى « كل شىء » را پر كرده اند در حقيقت حقايق موجوده هستند كه در قرآن و روايات از آنها تعبير به اسماء شده .
از مظاهر حقايق اسماء ، ائمه ى طاهرين هستند كه ميان همه ى موجودات از ويژگى هاى خاصى برخوردارند و بين خدا و مردم تا روز قيامت واسطه ى فيض هستند . رحمت ، هدايت ، لطف ، رأفت ، كرم و غفران حق به واسطه ى آن بزرگواران به مردم مى رسد و اعمال خوبشان در سايه ى معرفت و ولايت آنان به قبولى مى رسد .
حكيم بزرگوار فيض كاشانى در تفسير باارزش « صافى » از حضرت صادق (عليه السلام)روايت كرده :
نَحْنُ وَاللّهِ الأَسْماءُ الحُسْنَى الَّذِى لا يَقبَلُ اللّهُ مِنَ العِبادِ عَمَلا إلاّ بِمَعْرِفَتِنَا .
« به خدا قسم اسماء حسناى خدا ما هستيم كه خدا عملى از بندگان جز به معرفت و شناخت آنان نسبت به ما و ولايت و جايگاه ما قبول نمى كند » .
بنابراين توجه به لفظ ، انسان را بجايى نمى رساند و حقيقتى را در او ظهور