اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٥ - اشكال
نيز به امتداد زمان- كه مثلا با ساعت اندازه گيرى مىشود دارد- .و البته اين دو امتداد يا دو مقدار غير همديگر هستند- زيرا همان جسم در همان مسافت- به واسطه اختلاف تندى و كندى- حركت سرعت و بطوء دو زمان مختلف لازم دارد- چنانكه به واسطه اختلاف سرعت در يك زمان معين- دو مسافت مختلف دراز و كوتاه طى مىنمايد- جسم مفروض در هر لحظه از زمان حركت- مكان ويژه و تازهاى دارد كه- در لحظه بعدى او را ترك خواهد كرد- چنانكه اگر همان لحظه را بتوانيم- به دو لحظه كوچكتر قسمت كنيم- مكان جسم مفروض نيز دو تا خواهد بود- و يا اگر دو لحظه را يكى و متحد كنيم- مكان نيز يكى مىشود تا به جائى كه مىگوئيم- جسم مفروض در زمان حركت خود- در ميان دو نقطه مبدا و منتهى مىباشد- .(٢١) خواهد شد (٢١)گفتيم كه ذهن ما در هر حركت دو كشش تشخيص مىدهد- مثلا حركت صد مترى ده دقيقهاى- داراى يك كشش مكانى است كه با متر تعيين شده- و داراى يك كشش زمانى است كه با دقيقه تعيين شده است- پس هر حركت ده مترى در يك دقيقه انجام شده است- يعنى هر كشش يك دقيقهاى- با يك كشش ده مترى انطباق دارد به عبارت ديگر- جسم در هر قطعه يك دقيقهاى از زمان- در يك قطعه ده مترى از مكان قرار دارد- و بعد از هر يك دقيقه در قطعه ديگر از مكان است- و اگر قطعه زمانى را كوچكتر بگيريم مثلا نصف كنيم- جسم مفروض در آن قطعه كوچك از زمان- در قطعه كوچكتر از قطعه مكانى كه قبلا فرض كرديم- قرار دارد و قبل و بعد از آن قطعه زمانى- در آن قطعه مكانى قرار ندارد- و مىتوانيم قطعه زمانى را كه از آن به لحظه تعبير مىكنيم- باز هم كوچكتر كنيم- و البته قطعه مكانى كه از آن به