اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٣ - اشكال
مىدهد امتدادى يا طولى به امتداد مسافت دارد- و امتداد ديگرى(٢٠) (٢٠)براى اينكه حركت را تعريف كنيم- يك نوع خاص از آن را كه بهتر و بيشتر مىشناسيم- يعنى حركت مكانى را مورد توجه قرار مىدهيم- و با يك تجزيه و تحليل عقلى مجموع عناصرى كه- در ساختمان آن تشخيص مىدهيم به دست آورده- آنگاه به تعريف حركت مكانى- و سپس به تعريف حركت به طور كلى مىپردازيم- .
جسمى را در نظر مىگيريم كه از نقطهاى به نقطهاى ديگر- كه صد متر با آن فاصله دارد منتقل مىشود- و اين مسافت را در مدت ده دقيقه طى مىكند- در اينجا دو كشش امتداد تشخيص مىدهيم- يكى اينكه اين حركت يك حركت صد مترى است- و البته ممكن بود همين حركت پنجاه مترى بوده باشد- به اينكه كندتر از اين باشد كه بود- و قهرا از اينكه حالا هست كوتاهتر بود- و ممكن بود همين حركت دويست مترى باشد- به اينكه سريعتر از اينكه بود باشد- و قهرا طويلتر از اين حركت بود- .
ديگر اينكه ده دقيقهاى است- و البته ممكن بود همين حركت پنج دقيقهاى باشد- يعنى همين مسافت را در پنج دقيقه طى كند- به اينكه سريعتر باشد و قهرا كوته مدت تر بود- و ممكن است همان را در مدت ٢٠ دقيقه طى كند- به اينكه كندتر و بطىءتر باشد- و در اين صورت دراز مدت تر بود- .
پس چنين مىفهميم كه حركت داراى دو كشش و امتداد است- كه يكى از آن دو كشش با مسافت منطبق مىشود- و ديگرى با زمان- از آن جهت كشش و امتداد ناميده مىشوند كه كميتند- و قابل انقسام به اجزاء مىباشند- .
ما معمولا از اين دو كشش به عنوان دو ظرف تعبير مىكنيم- ظرف مكان و ظرف زمان مثلا مىگوئيم- فلان حركت در فلان مسافت و در فلان مدت انجام مىشود- و چون تصور ما در باره حركت و مكان و زمان- از نوع تصور مظروف و ظرف است- در تصور ابتدائى خود مىپنداريم كه- همان طور كه ساير مظروفها و ظرفها- نسبت به يكديگر استقلال دارند- يعنى ظرف