اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٤٤ - اشكال
استوار نيست- و سر و كار ما تنها با واحدهائى است كه- در واقعيت خارج موجود مىشوند- اتصالى كه ما در ميان اشياء خارجيه- يا در ميان صفات آنها اثبات مىنمائيم- نه در ميان دو تا آتم يا ملكول- يا در ميان دو كوانتوم مىباشد- بلكه در ميان دو واحد خارجى و به عبارت ديگر- در ميان دو مرتبه از يك واحد خارجى است- و ما هرگز نمىتوانيم- واحدهاى واقعى را در خارج انكار نمائيم- و پر روشن است كه هر واحد مفروض- با ورود قسمت از ميان مىرود- يك فرد انسان يك واحد است- و يك گوسفند يا مرغ يا درخت بيد يك واحد است- اگر چه ما گاهى هم در تشخيص واحد خطا نموده- و غير واحد را واحد بشماريم- و تا اندازهاى در مقاله پنجم در خصوص كثرت- و اختلافات خارجى اين مسئله را توضيح دادهايم- .
به هر حال با در نظر گرفتن اين مطلب- اگر جسمى را كه هرگز از مكان خالى نخواهد بود فرض كنيم- كه با حركت خود از مكانى به مكان ديگر منتقل مىشود- خواهيم ديد همينكه مكان اولى خود را- با حركت خود رها كرد- و در هر لحظه از لحظات زمان حركت خود- يك مكان تازه نسبت جسم به اجسام خارج- و دور بر خود گرفته- در لحظه بعد مكان تازهترى مىگيرد و همچنين- آنگاه اگر جسم را با چند واحد از اين مكانها فرض كرده- امكنه مفروضه را به ترتيب پهلوى هم بچينيم- هر واحد از مكانهاى مفروضه- به واسطه امكانى كه در مكان پيشين خود دارد- و اين امكان هم با فعليت مكان پيشين- يعنى جسم در مكان پيشين كه حامل اوست متحد است- و هم با فعليت مكان پسين- و جسم نيز على الفرض از مكان خالى نيست- و فعليت مكان نيز بى امكان و قوه نخواهد بود- با همان مكان پيشين اتصال پيدا مىكند- و جمعا واحدى را تشكيل مىدهند- ولى واحدى