اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨٩ - قانون تكاپوى ديالكتيكى طبيعت
افكار عرفاى آلمان- در قرن چهاردهم ميلادى مىتوان پيدا كرد- .
اكنون اصول ششگانه فوق را- از نظر حكمت و فلسفه اسلامى مورد بحث قرار مىدهيم- [١]اما اصل اول [٢] در گذشته اثبات كرده- و بعد نيز شرح خواهيم داد كه حركت- از طبيعت قابل تفكيك نيست- بنا بر اين اصل حركت ماده و طبيعت عينى- مورد قبول ما است- . [٣]
و اما اصل دوم ما در جلد اول اصول فلسفه - در باره اين مطلب مشروحا بحث كرده- و اثبات كردهايم كه علم و ادراك مادى نيست- و بنا بر اين متغير نمىباشد اثبات كرديم كه- حيثيت علم و حضور و ادراك- با حيثيت تغيير ناسازگار است و ثابت كرديم- اينكه طرز تفكر ما در باره اشياء بر اساس تغيير- و تحول اشياء باشد نه بر اساس ثبات و يكنواختى آنها- مستلزم اين نيست كه خود فكر و انديشه ما نيز- عنان به عنان اشياء در حركت باشد- و هم ثابت كردهايم تغييرات و تحولاتى كه در افكار- و انديشهها پيدا مىشود كه منجر به تغيير عقيده مىگردد- و احيانا طرز تفكر و اصول و مبادى انديشه- و معيارهاى فكرى تغيير مىكند- هيچكدام به اين صورت نيست كه- انديشه مانند يك موجودى مادى دچار تغيير گردد- و چون در مقالات گذشته در اين باره بحث
[١] خوب است كه چهار اصل ديالكتيكى استالين را نيز مورد بررسى قرار دهيم .
[٢] لازم است پيش از اين اصل اصل وحدت و پيوستگى و رابطه متقابل مورد بحث واقع شود.
[٣] در اينجا به اين مسأله كه منطق ارسطو از آن نظر طرفدار تعريف بود و قائل به حد كه اشياء را ثابت مىدانست كه در جلد دوم و اول اصول فلسفه روى آن بحث شد و در جزوه پنجم تاريخ اديان شريعتى همان اشتباه تكرار شده اشاره شود .