اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٠ - قانون تكاپوى ديالكتيكى طبيعت
كردهايم- در اينجا آن بحث را تكرار نمىكنيم- .
و اما اصل سوم در باره اين اصل نيز- مشروحا در جلد اول و دوم اصول فلسفه - بحث شده است در آنجا اثبات كرديم كه- اين اصل پايه و قاعده اساسى همه علوم- و انديشههاى بشرى است- و به هيچ وجه قابل ترديد و انكار نيست- آنچه به نام اجتماع ضدين يا اجتماع نقيضين- از طرف ديالكتيسينهاى جديد خوانده مىشود- چيز ديگرى است غير آنچه فلسفه و منطق- از قديم الايام به اين نام خوانده- و آن را ممتنع و محال دانستهاند- بلكه چنانكه بعدا خواهيم گفت- آنچه ديالكتيسينهاى جديد به اين نام خواندهاند- نه تنها از نظر منطق و فلسفه ما وراء الطبيعى محال نيست- احيانا مورد قبول هم هست بالاتر اينكه- دقت كافى معلوم مىدارد كه- ديالكتيسينهاى جديد هم واقعا و حقيقتا- اجتماع نقيضين به مفهوم فلسفه- و منطق ما وراء الطبيعى را منكر نيستند- كارى كه ديالكتيسينهاى جديد كردهاند اينست كه- يك تعبير تحريك آميز و هيجان آور- براى ذكر مطالب ساده خود انتخاب كردهاند- كيست كه بشنود فيلسوفانى پيدا شدهاند- و ثابت كردهاند كه اجتماع نقيضين محال نيست- بلكه اساس ماده و طبيعت- و فكر انديشه بر اجتماع نقيضها است- و به هيجان نيايد و نظرش جلب نشود- حقيقت اينست كه عقدههاى روحى- و تمايل شديد به نوپردازى سبب شده است كه گروهى- دعوى انكار اصل امتناع اجتماع نقيضين را بنمايد- و آنگاه مطالبى را به اين نام پيش بكشند كه- با اصل امتناع اجتماع نقيضين- هزارها فرسنگ فاصله دارد- .
آنچه به نام تناقض يا اجتماع ضدين- در اصطلاح ديالكتيسينهاى