اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٠ - حركت و تكامل
........ .
٢-فلسفى اگر از جنبه علمى بخواهيم بحث كنيم- بايد در احوال موجودات- مخصوصا موجودات زنده تجسس كنيم- تطورات و عواملى را كه منجر به آن تطورات شده است- تحت نظر قرار دهيم تا عملا كشف كنيم- كه آيا طبيعت يك جريان هدفدارى را طى مىكند يا نه- .
چنانكه مىدانيم از قديم الايام نظام متقن خلقت- همواره دليل قاطعى براى اثبات اصل عليت غائيه- به شمار مىآمده است- ولى از زمانى كه نظريه تبدل و تطور انواع پديد آمد- و دانشمندان يك سلسله اصول و نواميس طبيعى- براى تطور موجود زنده كشف كردند اين نظر پيدا شد كه- لزومى ندارد براى توجيه نظام شگفت انگيز- ساختمان موجودات زنده اصل علت غائى را دخالت دهيم- اما كسانى كه بيشتر دقيق شدهاند ثابت كردهاند- بدون دخالت اصل عليت غائيه- تكامل موجود زنده به هيچ وجه قابل توجيه نيست- و باصطلاح طرفدار اصل تكامل هدفدار شدهاند- اين مبحث مبحث دلكشى است- بحث علمى و زيستى در باره هدفدارى طبيعت- بحثى است جالب و دامنهدار- ورود در آن از حدود اين مقاله خارج است- ما شما را به كتابهايى كه در اين زمينه نوشته شده است- ارجاع مىكنيم از قبيل كتاب سرنوشت بشر - تاليف لكنت دونوئى ترجمه عبد الله انتظام - و كتاب حيات و هدفدارى تاليف ه رووير - استاد كالبد شناسى دانشكده پزشكى- و عضو فرهنگستان پزشكى پاريس- ترجمه دكتر عباس شيبانى - .
اما راه فلسفى مطلب همان است كه در اين مقاله طى شده- اگر از اين راه بخواهيم وارد عمل شويم- تحليل عقلانى ماهيت حركت ما را به اين نتيجه مىرساند- بدون اينكه نيازمند تجسس احوال موجودات زنده باشيم- .
اثبات فلسفى غايت از طريق حركت از اين راه است كه- اولا چنانكه قبلا ثابت شد- حركت در ذات خود بسيط و واحد است- و اجزاء آن همه فرضى و اعتبارى است- اگر حركت را تقسيم كنيم به اجزاء و قسمتهائى- به حسب مسافت يا به حسب زمان- آن اجزاء و اقسام واقعا از هم