اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٢ - اشكال
حركت- و مفهوم آن گريزى نداريم
حركت چيست هنگام حركت چه چيز انجام يافته و
پيدا مىشود
حركت و به ويژه حركت مكانى از چيزهائى است كه- هر يك از ما از آغاز زندگى با آن سر و كار داشته- و هرگز از پيش چشم ما و شايد از انديشه- و فكر ما ناپديد نمىشود از اين روى با آن كاملا آشنا بوده- و آنرا مىشناسيم- .
جسمى فرض مىكنيم كه از نقطه معينى- به سوى نقطه ديگرى كه صد متر از نقطه اولى فاصله دارد- حركت مىكند جسم مفروض در نقطه اولى مبدا ساكن بود- چنانكه در نقطه آخرى مقصد ساكن مىباشد- و البته اين سكون كه عدم حركت جسم است نسبى است- زيرا چنانكه گفته خواهد شد در جهان طبيعت- ساكن مطلق كه از هر جهت ساكن باشد نداريم- .
حركتى كه جسم در مسافت ميان دو نقطه مبدا و منتهى- انجام معنى واقعى كلمه كه ملازم است- با پيوستگى و اتصال و وحدت صورت پيشين و صورت پسين- و همچنين اتصال و وحدت امكان قبلى و فعليت بعدى- .
اگر اين مدعا ثابت بشود كه- ميان امكان و فعليت فاصله نمىتواند وجود داشته باشد- و فعليتها مجموعا يك فعليت را تشكيل مىدهند- ثابت مىشود كه- هر چه در جهان رخ مىدهد از طريق حركت است