اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١٩ - يادداشتهاى تفصيلى
به حدوث امكانات ذاتيه مىگويد و تسلسل لازم مىآيد- و ثانيا كثرت هيوليات ثانيه- ناشى از كثرت امكانات استعداديه است- و اگر عكس فرض كنيم دور لازم مىآيد- پس عمده در اين باب آن اشكال آخوند است كه- اگر امكانات استعداديه امور وجوديه باشد- بايد تعين و تكثر آنها از راه حوادث معدومه مستقبله باشد- و اين محال است و اين همان مطلبى است كه- در مقاله ١٠ مورد استناد واقع شده- .
٢١٩ در صفحه ٥٦ و ٥٧ آخوند سخن را اينطور آغاز مىكند- فى ان الممكن قد يكون له امكانان - و بعد از اين راه وارد مىشود كه- بعضى ممكنات ذات و مهيتشان كافى است- براى آنكه افاضه وجود به آنها بشود مثل عقول مجرده- و اينگونه ممكنات وجودات ازليه و ابديه دارند- و نوع آنها نيز منحصر به فرد است زيرا تكثر ندارند- و اما بعضى از ممكنات- تنها مهيتشان كافى نيست براى افاضه وجود- و بايد قوه و استعدادى براى ماده- كه قبول وجود آنها را مىكند پيدا شود- كه به نام امكان استعدادى آنها ناميده مىشود- و اين امكان استعدادى متفاوت الوقوع است- و ماده حامل آن است و به واسطه همين امكان- استعدادات و اختلاف استعدادات است كه- كثرت افرادى پيدا مىشو بر اين مطلب چند ايراد وارد است- اول اينكه اين مطلب با اصالت ماهيت فقط سازگار است- زيرا بنا بر اصالت وجود چنانكه در مقاله ٨ گفتهايم- امكان ماهيت به آن معنى كه قوم گفتهاند معنى ندارد- و ثانيا اگر ما فرض كنيم كه- ماهيتى قبل از پيدايش استعداد صلاحيت وجود ندارد- پس ضمنا قبول كردهايم كه- قبل از حصول اين