اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٧ - يادداشتهاى تفصيلى
باشد يا صورت و حتى عرضى هم نيست- زيرا عرض نيز ماده قابله مىخواهد- و عروض امكان استعدادى- احتياج به ماده سابقه و قابله ندارد- .
٧-مىتوان گفت كه- حامل استعداد همواره هيولاى اولى است بنا بر وجودش- و هم مىتوان گفت كه حامل استعداد- هيولاى ثانيه يعنى ماده متصوره است- و به هر حال استعداد و امكان استعدادى- امرى ضميمه ماده نيست بلكه اضافه- و نسبتى است بين ماده و صورت- نظير اضافه و نسبتى كه بين علت و معلول موجود است- .
و زائد بر ذات آن دو نيست- .
٨-اين اضافه و نسبت تا هنگامى موجود است كه- فعليت تحقق پيدا نكرده و با تحقق فعليت از بين مىرود- و عجيب اين است كه هر اضافه متقوم به طرفين است- الا اين اضافه كه با آمدن يك طرف معدوم مىشود- زيرا به قول متن- تا هنگامى مىتواند به وجود خود ادامه دهد كه- صورت پيدا نشده و بعدا معدوم خواهد شد- ولى به تعبير ما- حدوث و فنائى واقعا براى استعدادات نيست- بلكه اين نسبت در حال بخصوصى صحت انتزاع دارد- و آن حالى است كه ماده در يك مرتبه خاص از وجود باشد- ولى در مرتبهاى كه واجد فعليت است- يا سنخيت بين ماده و صورت نيست- اين صحت انتزاع از بين مىرود- .
٩-بنا بر نظريات ساير حكما- بايد ماده و صورتى قائل شويم- و ماده را حامل امكان و استعداد بدانيم- ولى بنا بر طرز فكر اين مقاله وجود ماده مستقل از صورت- كه حامل امكان و استعداد باشد