اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٨ - يادداشتهاى تفصيلى
ضرورت ندارد- و تنها بايد وجود خود قوه و امكان را در مقابل فعليت- و به عبارت ديگر- وجود قوه و استعداد را در مقابل صورت اثبات كرد- و على هذا آنچه به صورت اشكال- در آخر بند ٤ گفته شد وارد نيست- .
به هر حال طرز فكر اين مقاله مبتنى بر انكار هيولى- بلكه مبتنى بر اثبات هيولى ولى متحد با صورت- كه آن هم فقط در حركت جوهرى متصور است- زيرا فقط در حركت است كه قوه و فعل در آن متحد است- به عنوان جوهرى علىحده است- .
١٠-عله المتغير متغير و عله الثابت ثابت- و لا بد ان ينتهى الى امر ثباته عين التغير- و تغيره عن نحو وجوده- و لا يحتاج الى كونه متغيرا الى عله غير عله وجوده- و هو الحركه عند القوم- و الجواهر المتغيره بالذات عند صدرا - .
١١- آخوند در فصل فى حقيقه الان و كيفيه وجوده و عدمه- به تبعيت شيخ امور را سه قسم مىكند- آنى زمانى انطباقى و زمانى غير انطباقى- و مثال مىزند به مماسات و وصولات- به حدود مسافات و وصول بما اليه الحركه- و تربيع و تسديس براى اول- و به حركات قطعيه و هيئات غير قاره و اصوات براى دوم- و به حركات توسطيه و حدوث زاويه به حركت- و انفتاق و افتراق بين سطحين و خطين به تمام- و حدوث لا مماسه و لا وصول بالحركه براى سوم- و ضمنا مىگويد- آنكه حد مشترك و حد فاصل دو زمان است- در قسم اول مشغول به آن امور است- اگر از امور باقيه باشد كالتربيع و المماسه- چون اين قسم از امورى كه يتشابه حالها فى جميع الازمنه- و در قسم سوم و دوم غير مشغول به است- در اينجا يك سؤال است