اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦١ - پاورقى مربوط به صفحه ١٢
پاورقى مربوط به صفحه ١٢
اين صفت وجودى همان است كه در فلسفه- به نام قوه يا امكان استعدادى ناميده مىشود- در مثال بالا صفحه ١٢ كتاب گفته مىشود كه- سه متر پارچه اين قوه و استعداد را دارد كه پيراهن بشود- و يا سه متر پارچه بالقوه يك پيراهن است- و يا گفته مىشود وجود يك پيراهن از اين پارچه ممكن است- و اما پنجاه سانتيمتر در ده سانتيمتر- اين قوه و استعداد را ندارد و بالقوه يك پيراهن نيست- وجود پيراهن از آن ممكن نيست- .
اين ماده يعنى سه متر پارچه- الان در حالت ساده خاصى است- كه به حسب آن حالت نام پارچه به خود گرفته- و الان اين استعداد و شايستگى را دارد كه- حالت خاص و شكل خاص و صورت خاص پيدا كند- و به حسب آن حالت و صورت نام پيراهن به خود بگيرد- پس همين الان يك رابطه و نسبت خاصى- بين ماده اين پارچه سه مترى- كه بالفعل موجود و حاضر است- و بين شكل پيراهن كه بالفعل موجود نيست وجود دارد- و البته اين رابطه بين پارچه پنجاه سانتيمترى- و بين شكل پيراهن و يا بين يك تخته چوب- و شكل و حالت پيراهن موجود نيست- حكما نام اين رابطه وجودى را قوه- يا استعداد يا امكان استعدادى گذاشتهاند- .
در اينجا چند مطلب [١]است كه بايد به آن اشاره كنيم- ١-اولا نظام اين عالم تنها نظام تاثير و تاثر نيست- باب تاثير و تاثر باب خاصى است كه- نام آن را علت و معلول گذاشتيم عليت تاثير بود- و اگر عليت در زمينه شىء معينى بود- آن شىء نيز تاثرى همراه داشت- يعنى علت مؤثر بود و معلول اثر- و اگر علت اثر خود را به غير مىداد- آن غير هم تاثر پيدا مىكرد- مثل تاثير حرارت و نور خورشيد در زمين- و تاثير حرارت آتش در آب- علاوه بر نظام تاثير و تاثر يك نظام ديگرى هم هست كه- نظام قوه و فعل
[١] فقط به يك مطلب اشاره شده است گويا استاد شهيد در نظر داشتهاند مطالب ديگرى را به اين پاورقى بيفزايد ولى متأسفانه فرصت نيافتهاند به همين جهت اين پاورقى را در آخر مقاله آورديم.