اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦٢ - پاورقى مربوط به صفحه ١٢
يا نظام شدن است- يعنى اينكه يك مادهاى از حالتى به حالت ديگر در آيد- و چيزى را كه ندارد واجد شود- و يك مادهاى استعداد پذيرفتن حالتى را داشته باشد- و به آن حالت نائل شود- .
البته ممكن است تاثير و تاثر- و عليت و معلوليت و فعل و انفعال- مبدا و منشا رسيدن شىء از قوه به فعل بشود- يعنى او را زودتر به فعليت برساند- ولى در مرتبه قبل كه علتى مىخواهد در موضوعى تاثير كند- بايد در موضوع استعداد پذيرفتن آن اثر وجود داشته باشد- و اگر نه هر علتى در هر معلولى نمىتواند تاثير كند- پس از جهتى قوه بر تاثر مقدم است- و از جهت ديگر تاثر بر قوه مقدم است- زيرا بسيار اتفاق مىافتد كه يك علت و يك تاثير- يك ماده را مستعد پذيرفتن يك صورت مىنمايد- و به اصطلاح علت اعداد و معد واقع مىشود- .
پس نظر ما به علت و معلول از جنبه تاثير و تاثر است- و نظر ما به قوه و فعل- از جنبه شدن و رسيدن از حالتى به حالتى است- گو اينكه بين اين دو يك نوع رابطهاى بر قرار است- .
در نظر فلاسفه جديد ديده نمىشود كه- باب قوه و فعل را از باب علت و معلول مجزا كنند- ولى فلاسفه قديم اين دو را از يكديگر جدا مىكنند- نه تنها به اين دليل كه قدما- عليت را اعم از عليت ايجابى و اعدادى مىدانند- بلكه از آن جهت كه جنبه عليت مطلقا حتى اعدادى- با جنبه امكان و فعليت دو تا است- همان طورى كه باب امكان و ضرورت- با باب امكان و فعليت دو باب است- .
به عقيده اين حكما- عليت خاصيت فاعل و مؤثر و اقوى است- و قوه و استعداد شان ماده و اضعف است- شىء از آن جهت كه كامل است مؤثر است- و از آن جهت كه ناقص و ضعيف است بالقوه و مستعد است- .
نبايد اشتباه كرد كه- قوه و استعداد نفس تاثر شىء از علت نيست- بلكه معنايى است كه تا موجود نباشد ماده متاثر نمىشود- و احيانا بعد از تاثير