اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣١ - توضيح مفهوم حركت عمومى
............ .
٢-اصل بقاى ماده و اينكه هيچ موجودى معدوم نمىشود- و هيچ معدومى موجود نمىشود- .
٣-اصل بقاى انرژى نه تنها مقدار ماده ثابت است- بلكه مقدار نيرو و انرژى هم ثابت است و كم و بيش نمىشود- .
٤-ضرورت على و معلولى- و اينكه جريان امور جهان بر طبق قوانين مضبوط و حتمى است- كه تخلف در آنها راه ندارد- .
آنگاه مىگويد نتيجه كلى اين قواعد و اصول- اينكه اين جهان كارخانهاى است ماشينى- و تصور جهان ماشينى را مىتوان تشبيه كرد مثلا- به يك كارخانه پارچهبافى كه- مقدار معينى پنبه و پشم براى آن تهيه شده- و آن پشم و پنبه خوراك ماشينهائى مىشود- و بر طبق قواعد معين و بر اصل عليت- تحولاتى در آنها صورت مىگيرد- و به شكل مصنوعاتى در مىآيد سپس آن پارچهها- و مصنوعات به استعمال فرسودگى مىيابند- و رشتهها پنبه مىشود و دوباره خوراك ماشينها مىگردد- و اين كيفيت همواره دور مىزند و جريان مىيابد- نه چيزى بر آن مىافزايد نه كاسته مىشود- و جريانش بر طبق قوانين معين حتمى و واجب است- و اختيارى در كار نيست ضمنا با اينكه- هربرت اسپنسر خود وجود امر ندانستنى را قائل بود- و راه اعتقاد به امور باطنى را نبسته بود- كاسههاى گرمتر از آش يعنى متمايلان به ماديت- مىتوانستند استفاده كنند كه قوه خلاقيتى هم در كار نيست- . [١]
سپس مىگويد از نتايجى كه- از تصور ماشينى جهان مىتوان گرفت اينست كه- مدار امر جهان بر اصل عليت است نه بر اصل غائيت- يعنى محتاج نيستيم كه براى حدوث حوادث- و جريان امور طبيعت غاياتى فرض كنيم- و در كار جهان حكمتى قائل باشيم- زيرا گردش چرخهاى ماشين طبيعت را- بنا بر اصل عليت موجه مىسازيم - .
در اينجا چند بحث است يكى اينكه- آيا مكانيسم و ماشينى پنداشتن
[١] سير حكمت در اروبا جلد ٣ ص ٢٧٢.