اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
........... .
طبيعى- اولا وجود ماده قبلى شرط است- ثانيا هر ماده طبيعى براى هر صورت طبيعى كافى نيست- مواد طبيعى از پذيرفتن بسيارى از صور طبيعى- ابا و امتناع دارند- يعنى نپذيرفتن آنها بسيارى از صور را- نه بدان جهت است كه عامل پديد آورنده فاعل وجود ندارد- بلكه بدان جهت است كه- بالذات از پذيرفتن آن صور ابا و امتناع دارند- مثلا اگر هسته خرما تبديل به انسان نمىشود- و نطفه انسان تبديل به انسان مىشود- نه بدان جهت است كه عوامل و شرائط پديد آورنده- در مورد نطفه انسان موجود است- و در مورد هسته خرما موجود نيست- فرضا همه آن شرائط موجود شود- باز هم هسته خرما تبديل به انسان نمىشود- آرى اگر هسته خرما در مسير ديگرى كه امكان- و استعداد آنرا دارد قرار گيرد- و تدريجا تبديل به نطفه شود- تبديل به انسان مىشود ولى اين مطلب ديگرى است- سخن در اينست كه هسته خرما تا هسته خرما است- استعداد تبدل به انسان شدن را ندارد- بر خلاف نطفه انسان هر ماده طبيعى كه بخواهد- يك صورت طبيعى را بپذيرد- بايد قبلا امكان آنرا همراه داشته باشد- و به اصطلاح فلسفى بايد حامل قوه و استعداد آن صورت باشد- در صنعت از اين جهت اين قانون وجود دارد كه- صنعت نيز نوعى عمل طبيعى است- در كارگاه بزرگ طبيعت دائما تغير و تبدل رخ مىدهد- و يك چيز چيز ديگر مىشود- تغيرات و تبدلاتى كه در طبيعت صورت مىگيرد- با تغيرات و تبدلات صناعى قابل مقايسه نيست- در آينده ثابت خواهيم كرد كه- طبيعت جز شدن و تغير و تحول نيست- تغيراتى كه به وسيله صنعت رخ مىدهد سطحى است- و با همه تغير نامها و شكلها از حدود مربوط كردن- و پيوند دادن نيروهاى موجود در طبيعت- و تنظيم آنها تجاوز نمىكند- اما تغيرات طبيعى تا عمق جوهر اشياء نفوذ دارد- اشياء در تغيرات طبيعى تغيير ماهيت مىدهند- و به راستى يك ذات و جوهر- تبديل به ذات و جوهر ديگر مىشود- چنانكه عن قريب توضيح خواهيم داد- .
در طبيعت همواره چيزى چيز ديگر مىشود- بلكه طبيعت عين شدن است خواه آنكه بگوئيم- در طبيعت همواره چيزها چيز ديگر مىشوند- يا