اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٠١ - آيا شدن تركيبى از هستى و نيستى است
جنگ فعلى جنگ طبعى جنگ قول
در ميان جزءها حربى است هول
اين جهان زين جنگ قائم مىبود در عناصر در نگر تا حل شود
هر ستونى اشكننده آن دگر استن آب اشكننده هر شرر
پس بناى خلق بر اضداد بود لا جرم جنگى شدند از ضر و سود
هست احوالت خلاف يكديگر هر يكى با هم مخالف در اثر
فوج لشكرهاى احوالت ببين هر يكى با ديگرى در جنگ و كين
آن جهان جز باقى و آباد نيست زانكه تركيب وى از اضداد نيست
اين تفانى از ضد آيد ضد را چون نباشد ضد نبود جز بقا
- .
اصل تضاد نه تنها مورد انكار نيست بلكه از اصول- و اركان طبيعت و از شرائط پيدايش اشياء است- حكماء الهى مىگويند- لو لا التضاد ما صح الفيض عن المبدا الجواد- اگر تضاد نبود فيض ادامه نمىيافت- يعنى براى ماده امكانات جديد رخ نمىداد- و بالنتيجه صورتهاى جديد يافت نمىشد- .
در باره تاثير اصل تضاد از نظر حكمت الهى- آنقدر مطلب زياد است- كه امكان بحث در باره آنها در اينجا نيست- موكول به جاى ديگر است- . [١]
اما اصل چهارم حركت از تضاد- و تناقض داخلى اشياء ناشى مىشود- .
اين بحث مربوط مىشود به علت فاعلى حركت- كه خود مشتمل بر مسائل متعددى است- و ما بعدا در باره آنها بحث خواهيم كرد- و در اينجا فقط در باره نقش تضاد در توليد- و ايجاد حركت و
[١] علاقمندان مىتوانند به مقاله«اصل تضاد در فلسفه اسلامى»در كتاب «مقالات فلسفى»اثر استاد شهيد مراجعه نمايند.