فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٥ - وقوف در عرفات با عامه حسن كاشانى
ابتلا و تعرض قرار مىدهد. اما حتى يك بار هم از ائمه (عليهم السلام) امر به مخالفت با آنها و لو باطناً، و يا احتياط يا قضاى حج در سال بعد نقل نشده است و اگر چنين چيزى بود، انگيزه بسيارى براى نقل آن بود و به حتم به دست ما مى رسيد. اين در حالى است كه ائمه (عليهم السلام) در بعضى از مسائل خلافى، صريحاً اعلام مخالفت كرده و به شيعيانشان دستور دادهاند كه ولو در ظاهر، موافق آنها عمل كنند، اما در باطن و نيت طبق همان مذهب حق عمل كنند؛ مانند لزوم قضاى روزهاى كه به جهت تقيه افطار شده است (٣٠)؛ يا در مورد احرام از مسلخ كه ميقات اهل سنت است، امام فرمود: صورتاً احرام ببندد، اما در قلبش نيت احرام از وادى العقيق كند (٣١)؛ يا به زراره امر فرمود كه تلبيه را به لفظ حج بر زبان جارى كند، اما در نيت تمتع را قصد كند، و او ساليانىاين كار را انجام مىداد. (٣٢)
در صحيحه زراره چنين آمده است:
«قال: قلت له: في مسح الخفين تقية؟ فقال: ثلاثة لا أتقّي فيهن أحداً: شرب المسكر ومسح الخفين ومتعة الحج (٣٣)؛
به او گفتم: آيا در مورد مسح بر كفش، تقيه جايز است فرمود: سه چيز است كه من در آنها از هيچ كس تقيه نمىكنم: نوشيدن شراب و مسح بر كفشها و متعه حج.
از اين ادله استفاده مى شود كه در مسئله وقوف با عامه در موقف، ائمه (عليهم السلام) به تبعيت از آنها راضى بوده و مخالفتى را ابراز نكردهاند؛ همان طور كه در
(٣٠) همان، ج١٠، كتاب الصوم، ابواب ما يمسك عنه الصائم، باب٥٧، ح٥.
(٣١) همان، ج١١، كتاب الحج، ابواب المواقيت، باب ٢، ح١٠.
(٣٢) همان، ابواب اقسام الحج، باب ٣، ح ١٩.
(٣٣) همان، ج١٦، أبواب الامر والنهى، باب٢٥، ح٥.