فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥٠ - نگاهى كوتاه به موسوعه «فقه الصادق» سيد محمد مهدى رفيع پور
در مورد علم رجال نيز به نظر ما نمىتوان به عملكرد مشهور بسنده كرد و هر روايتى را كه آنها معتبر دانستند ـ اگر چه ضعف سند داشته باشد ـ معتبر دانست و هر روايتى را كه عمل نكردند ـ اگر چه معتبر باشد ـ كنار گذاشت، مگر اعراض تمام اصحاب باشد، آن هم در شرايطى. به علاوه، در مورد رواياتى كه بين اهل رجال اختلاف است، لازم است اجتهاد كرد.
كم توجهى به علم رجال در اين موسوعه، اشتباهاتى را هم به وجود آورده است؛ مثلاً مؤلف در ج٤، ص٨٣ على بن سالم را همان على بن ابى حمزه بطائنى دانستهاند، با اينكه چنين چيزى اصلاً ثابت نيست. (٧)
تفصيل بحث در اين زمينه، مجال ديگرى را مىطلبد و خوشبختانه در اين باره از فضلا و بزرگان معاصر مطالبى انتشار يافته است. (٨)
ب) ملاحظات نگارشى
١. اگر چه كتاب در مباحث متعارفى كه فقهاى بزرگ بحث دارند ـ مانند مباحث طهارت و صلات و مكاسب ـ داراى عمق و دقت است، اما در بسيارى از مباحث ديگر چنين نيست و به صورت بسيطى بحث شده است؛ مانند مباحث: شركت، مضاربه، احياء موات، اطعمه و اشربه ، ميراث و...، كه با ملاحظه حجم مطالبى كه در فهرست ذكر كرديم، اهل فن مىتوانند در اين زمينه داورى كنند؛ مثلاً در مورد كتاب نكاح، همان طور كه صاحب جواهر شرح و بسط لازم را نداده است، «فقه الصادق» هم بسط نداده است، با اينكه كتاب نكاح آن قدر مباحث فنى و عميق دارد كه حداقل لازم بود تا دو برابر اين مقدار ارائه شود. بسيارى از
(٧)قاموس الرجال، ج٧، رقم ٥١٥٠ و معجم رجال الحديث، ج١٢، رقم ٨١٤٣.
(٨)براى نمونه: در مورد تأثير مراجعه به روايات و فتاواى اهل سنت به ويژه نامه مجله حوزه در مورد آيت اللّه بروجردى، و براى پى بردن به احتياج ما به علم رجال، به كليات في علم الرجال آيت اللّه سبحانى مراجعه كنيد.