فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩٧ - تأملى در دائرة المعارف فقه على بن ابى طالب(ع) خالد غفورى
٥. قَدح يك شخصيت، بايد سنجيده باشد، زيرا گاه در باره شخصيتى مجهول يا مشكوك كه احتمال كذب و دروغ گويى او مىرود، قَدحى براى ما نقل مىشود و گاه قدح در مورد شخصيتى شناخته شده و بزرگ كه از اصحاب خاص اميرمؤمنان است و به خير و صلاح معروف و از بزرگان فقهاى اسلام است. در چنين مواردى بايستى در قدح بسيار تأمل كرد. در سنن دارمى آمده است: «گفته مىشد كه در كوفه فردى عالمتر به فروض ارث از عبيده و حارث اعور وجود ندارد». (٥٠)
٦. راويان سه قسمند:
الف) در توثيق آنها اتفاق نظر وجود دارد.
ب) بر ضعيف بودن آنها اتفاق نظر است .
ج) در وثاقت وعدم وثاقتشان در بين رجاليون اختلاف نظر است؛ برخى آنها را تضعيف و برخى آنها را توثيق كردهاند .
وضعيت دو گروه اول و دوم روشن است. اما در مورد گروه سوم، بايستى سخنان رجاليون و شهادتهاى آنها را در مورد آنان به دقت بررسى كرد و سنجيد تا در مورد آنها به نتيجهاى، اعم از تعديل يا تضعيف و يا توقف رسيد و نبايد در همان ابتدا، چنين رواتى را ضعيف شمرد؛ زيرا اين روش به قدح بسيارى از راويان و محدّثان مىانجامد. به عنوان مثال، محمد بن اسماعيل بخارى از جمله كسانى است كه سبكى او را چنين توصيف كرده است:
پيشواى مسلمانان، رهبر موحدان، شيخ مؤمنان و كسى كه در احاديث سرور رسولان الهى، مورد اعتماد است، نگه دارنده نظام دين، ابو عبداللّه جعفى، بخارى، صاحب الجامع الصحيح. (٥١)
(٥٠) دارمى، ابومحمد عبداللّه بن بهرام، سنن دارمى، ج٢، ص ٣٥٦.
(٥١) عبدالكافى سبكى، ابونصر عبدالوهاب بن على، طبقات الشافعية الكبرى، ج٢، ص ٢١٢.