فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٤٩ - نگاهى كوتاه به موسوعه «فقه الصادق» سيد محمد مهدى رفيع پور
ملاحظات
با وجود اين امتيازات، نقدهايى هم بر كتاب حاضر مىتوان وارد كرد كه مىتوان آنها را به سه دسته تقسيم كرد:
الف) نقدهاى مبنايى؛ ب) نقدهاى محتوايى؛ ج) نقدهاى نگارشى.
البته انتقادات محتوايى به سبب گستردگى مباحث كتاب در اين مقاله كوتاه قابل طرح نيست و بايد در ضمن بحثهاى مفصل فقهى به آن رسيدگى كرد. بنابر اين فقط به بيان دو نقد ديگر اكتفا مىكنيم:
الف) نقدهاى مبنايى
١. مؤلف محترم به صورت فقه مقارن بحث نمىكند و به آراى فقهاى مذاهب اسلامى عنايت ندارد، جز در موارد ضرورت و آن هم بدون مراجعه مستقيم به منابع اهل سنت.
٢. در مباحث فقهى چندان به علم رجال توجه نشده است و در مورد روات جنجالى مانند سهل بن زياد و محمد بن سنان و... بحث عميقى ندارد. به عبارت ديگر، بحث رجال در كتاب كم رنگ و استطرادى است؛ مثلاً نگاه كنيد: ج٤،ص٨١-٨٣و٣٤٧؛ ج١٢، ص٢١٤.
اين دو انتقاد مبنايى است، بدين معنا كه هر فقيهى براساس مبناى خود عمل مىكند و به نظر مىرسد كه علت عدم طرح اين دو مطلب در كتاب، عدم اعتقاد مؤلف محترم به آنهاست.
اما به نظر ما هر دو مطلب لازم است. ما همان طور كه مرحوم آيت اللّه بروجردى معتقد بود، اعتقاد داريم كه اولاً، براى به دست آوردن سخنان حقيقى اهل بيت (عليهم السلام) توجه به روايات و فقه اهل سنت لازم است. ثانياً، علاوه بر آن، در روزگار ما طرح مباحث ديگر مذاهب اسلامى سبب آشنايى و همبستگى بيشتر مىشود و ثالثاً، سبب مىشود كتاب داراى تأثير و اعتبار بيشتر در ميان محققان مختلف گردد.