فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩٦ - تأملى در دائرة المعارف فقه على بن ابى طالب(ع) خالد غفورى
حارث پس از اين سخنان ايستاد و در حالى كه عبايش را مىكشيد، مىگفت: بعد از اين مهم نيست كه چه زمانى با مرگ رو به رو شوم يا مرگ با من رو به رو شود. (٤٧)
٣. توثيق يا عدم توثيق يك فرد، با حدس و گمان ثابت نمىشود، بلكه توثيق يا تضعيف يك فرد اگر مستند به شهادت حسى نباشد، ارزشى ندارد. در مورد حارث كسانى كه او را تضعيف كردهاند، نمونهاى از دروغ از او نقل نكردهاند، بلكه مىتوان گفت همه رجاليون قاطعانه او را مبرّا از كذب به شمار آوردهاند و بر وثاقت بالاى او شهادت دادهاند.
٤. جرح و تعديل امرى تعبدى نيست، بلكه بايد مستند به دليل باشد. براى جرح حارث، تنها علتى كه ذكر شده، عشق او به على و انديشههاى اوست. بنابراين روشن شد كه مشكل حارث عدم وثاقت نيست، بلكه ناخشنودى از برخى انديشههاى اوست؛ زيرا او برخى از احاديث را در مناقب على نقل كرده است كه شنيدن آنها و سخن گفتن از آنها، بر برخى گران است، و گرنه اين فرد به فضل و
فقاهت معروف بوده و از اصحاب على(ع) بلكه از خواص اصحاب او به شمار مىرفته و وابستگى و عشق شديدى به آن حضرت داشته است.
عجلى در شرح حال حارث بن عبداللّه اعور گفته است: «از قاسم عرفطى، از زائده، از مغيرة بن ابراهيم نقل شده است كه حارث متهم است». (٤٨)
مراد از متهم بودن، تشيع اوست؛ چنان كه يكى از مصححان كتاب به اين مطلب تصريح كرده است. ابن حبان نيز در شرح حال حارث گفته است: «او در تشيع زياده روى داشته است». (٤٩)
(٤٧) شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، الامالى، ص٣ ـ ٧، ح٣.
(٤٨) عجلى كوفى، ابوالحسن احمد بن عبداللّه بن صالح، معرفة الثقات، ج١، ص٢٧٧، شرح حال شماره٢٤٥.
(٤٩) تميمى بستى، ابو حاتم محمد بن حبّان، كتاب المجروحين، ج١، ص ٣٥٦.