فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦١ - بيعت (١) آیة الله محمد مؤمن قمى
و معامله را پس از آن ذكر كرده و به آن متعلق ساخته است و گرنه طرف مبايعه به معناى بيعت، كسى است كه با او بيعت شده است و مناسب آن بود كه آنچه كه مبايعه و تعهّد بر آن واقع شده است، ذكر مىشد.
آنچه بيان كرديم از بعضى از اخبارهم استفاده مىشود. در معتبره ميمون از امام صادق(ع) آمده است:
إنّ أميرالمؤمنين كان إذا اراد القتال دعا بهذه الدعوات: «أللهم...ثمّ اشتريت فيه من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأنّ لهم الجنّة... فاجعلني ممّن اشترى فيه منك نفسه ثمّ وفّى لك ببيعه الّذي بايعك عليه غير ناكثٍ ولا ناقضٍ عهداً...»؛ (٣٢)
هرگاه اميرالمؤمنين(ع) براى جنگ آماده مىشدند با اين كلمات دعا مىكردند: «خدايا... از مؤمنين جانها و اموالشان را در عوض اينكه بهشت براى آنها باشد، خريدارى كردى... پس مرا از كسانى قرار بده كه جان خود را از تو باز خريده سپس به معامله آن با تو به عهد خود وفا كرد بدون هيچ پيمان شكنى و نقض عهدى ...».
شكى نيست كه اين مضامين، اشاره به آيه مذكور دارند و جمله : «ثم وفىّ ...» توضيح مفاد آيه است و اين كه مبايعه در آيه به معناى داد و ستد است.
ظاهر كلام استاد علامه طباطبايى در تفسير الميزان نيز همين معنا است. ايشان ـ بعد از توضيح اينكه اين آيه از مثلهاى بسيار نغز و زيبا است ـ گفته است: «در اين آيه، خداوند به مؤمنين به سبب اين معامله شان با خدا بشارت مىدهد و رستگارى بزرگ را به آنان تبريك مىگويد». (٣٣)
حاصل بحث اينكه فقط سه آيه در قرآن مجيد پيرامون موضوع بيعت آمده است و هيچ كدام به تنهايى يا با كمك روايات وارد شده در ذيل آنها، بر تقييد ادلّه ولايت فعلى معصومين(ع) و تقييد اطلاق ادلّه وجوب اطاعت از ايشان، دلالت ندارند. بله، از آيه دوم و از اخبار وارد شده در ذيل آن چنين استفاده مىشود كه وفاى به بيعت صحيح، واجب است و شكستن چنين بيعتى، حرام مىباشد.
(٣٢) كافى، ج٥، ص٤٦.
(٣٣) الميزان في تفسير القرآن، ج٩، ص٤١٩.