فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - فلسفه مجازات در اسلام(١) ابوالقاسم مقيمى حاجى
با رضايت مجنىٌعليه و يا تبديل آن به پرداخت ديه و حتى اسقاط ديه با رضايت مجنىٌ عليه، گوياى اهداف مجازات و كاشف از اين است كه شارع مقدس در صدد جبران خسارت وارد بر مجنىٌ عليه وتشفى و ارضاى خاطر آزرده اوست .
دوم : تجلى رحمت الهى نسبت به غير مجرم
اسلام با نگاه خاص خود به جريان رحمت الهى در همه امور عالم، اجراى مجازات را رحمت به نظام جامعه مىداند و آن را سبب تحكيم نظام اجتماعى و بازدارندگى از وقوع جرائم بعدى قلمداد مىكند كه در مجموع، برخاسته از نگاه كريمانه حق تعالى به بندگان خود است.
حفظ نظام اجتماعى
از جمله مواردى كه در باب فلسفه مجازات ديده مىشود، تجلى رحمت الهى در توجه به مصالح اجتماع و حفظ قوام آن است و به روشنى پيداست كه سعادت همه افراد جامعه در گروّ استوارى و سعادت كل جامعه مىباشد و نظام اجتماعى در سعادت افراد، نقش بسيار زيادى دارد، هر چند امكان رسيدن افراد به ساحل نجات در جوامع فاسد نيز وجود دارد، اما درصد آن بسيار پايين بوده و بسيارى از افراد تحت تأثير فضاى غالب، از رسيدن به سعادت و خوشبختى باز مىمانند. پس رعايت سعادت جامعه به نوعى تكريم آحاد جامعه و بر اساس مصالح آنهاست و اگر همه افراد رعايت حقوق ديگران را نكنند و تنها به دنبال خواسته ها و اميال خود باشند، ديگر نظام آن جامعه از هم مىپاشد؛ زيرا نظام طب، كشاورزى، دامدارى و... روى اصل عقلى حذف موجود خطرناك و مزاحم بنا شده است؛ چون مىبينيم به سبب حفظ بدن، عضوفاسد را قطع مىكنند و يا به علت رشد گياه، شاخههاى مضر و مزاحم را مىبرند. كسانى كه كشتن قاتل را فقدان فرد ديگرى مىدانند، تنها ديد انفرادى دارند و اگر صلاح اجتماع را در نظر بگيرند و بدانند اجراى مجازاتى چون قصاص، چه نقشى در حفاظت و تربيت ساير افراد دارد در گفتار خود تجديد نظر مىكنند، از بين بردن اين افراد خونريز در اجتماع، همانند قطع كردن و از بين