فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٤ - ميراث زوجه از اموال غير منقول(١) آیة الله سيد محمود هاشمى شاهرودى
اگر از روايات تفصيل دهنده، چنين استظهار كنيم كه مقصود آنها محروميت زوجه از ارث عين خانه و زمين است نه ماليت آنها، خود اين استظهار قرينهاى است بر اراده همين معنا از عبارت «لاترث من الأرض شيئاً»، خصوصاً كه برخى از اين روايات ظهور در عدم ارث زوجه حتى از ساختمان دارد، چنان كه در روايت عبدالملك از امام باقر يا امام صادق (ع) آمده است: «ليس للنساء من الدور و العقار شيء» (٦٩) در حالى كه هيچ ترديدى در ارث بردن زنان از قيمت ساختمان خانه وجود ندارد، بنابر اين، مقصود اين روايات، عدم ارث زوجه از عين خانه و عقار است.
پيشتر گفتيم كه اين ظهور نمىتواند در برابر ظهور قرآن كريم در حفظ نسبت ربع و ثمن براى زوجه و نيز در برابر ظهور روايات فراوانى كه مؤكّد اين معناست، مقاومت كند. بلكه اين روايات به قرينه قوىتر بودن ظهور قرآن و روايات ديگر، بايد حمل بر اراده عدم ارث از عين خانه و زمين شود. در نتيجه، نظر سيد مرتضى اثبات مىشود، با صرف نظر از صحيحه ابن اذينه كه گذشت، و گرنه براساس اين صحيحه، زوجه داراى فرزند از عين خانه وزمين نيز ارث مىبرد كه بحث آن خواهد آمد.
محقق شعرانى در تعليقهاش بر كتاب شريف وافى در ذيل روايات محروميت، سخنى دارد كه نقل آن در اينجا بى مناسبت نيست:
قوله: «لايرثن من الأرض و لا من العقار شيئاً»؛ عقار به معناى اموال غير منقول است؛ مانند خانه، آسياب، باغ، كارگاه روغنگيرى، زمين كشاورزى. اكثر زمينها خصوصاً در عراق و ماوراى آن، زمينهاى مفتوح عنوةً بودند و مالكيت مردم به تبع مالكيت آثار وحقوق بود. عدم ارث در اينجا، عدم ارث از عين است و با ثبوت ارث از قيمت به دليل ديگرى ، منافاتى ندارد. نظر سيد مرتضى اين است كه زن از ارث عين عقار محروم است نه از قيمت آن، بدين معنا كه ورثه بايد ثُمن يا ربع قيمت عقار را به او بدهند و ملك را براى خود خالص كنند.
اين است معناى محروميت زوجه از عقار نه اين كه او استحقاق ماليت عين و قيمت را
(٦٩) وسائل الشيعه، ج٢٦، ص٢٠٩، باب ٦ از ابواب ميراث الأزواج، ح١٠.